کوير   

گنجهای زمین
    جای جای ایران دیدنی است.البته اگردیدن هرمنطقه در فصل خودش باشد، خیلی بهتر ، اگه نشد بازم به یکبار دیدنش در فصول مختلف می ارزد. بدون توجه به مسائل علمی پدید آمدن اقلیم و آب وهوادر مناطق مختلف ، همیشه فکر می کردم کویر قابلیتهایی دارد که کمتر شناخته شده است و قطعا از نظر زیست محیطی ارزشهای خاص خود رادارد . درفرصتهای پیش آمده از دشتهایی که به زعم ما شمال و مرکز نشینان ، کویری است گذر کرده ام ولی دوست داشتم حداقل ماههاویا هفته ها در این نقاط می ماندم وچیزی می آموختم .متاسفانه چه دردیدار اززاهدان ، زابل ،کرمان ،طبس ، جیرفت، کهنوج ، بندر عباس ، بوشهر ، فرصت کافی برای مطالعه که چه عرض کنم ،حتی برای تدبری اندک پیش نیامد. شنیده بودم در سالهای پر باران مناطق کویری دیدنی می شوند.شنیدن کی بود مانند دیدن . امسال هم از آن سالهابود. امروز این فرصت پیش آمد تا منطقه کوچکی راکه خیلی هم کویری نیست، از نزدیک ببینیم .اگریک هفته یا ده روز جلوتر می رفتیم بهتر بود.البته من بیشتر این جاها را در سالهای قبل در فصل تابستان دیده بودم.اما سفر غیر کاری به همراه بچه ها یک چیز دیگه است. دیشب را در تربت حیدریه ماندیم .صبح زود مسیر فیض آباد مه ولات تا گناباد وبیدخت واز روستای روشناوندبه سمت روستاهای آهنگران، جنگل وجنت آبادشهرستان رستخوار وتا از تربت حیدریه گذشته به منزل برسیم ،بیست وچهار ساعت شد. یک سفر بیست وچهار ساعته بخاطرفشردگی برنامه وطولانی بودن راه خستگی دارد. اما همین زمان کم کافی بود که ببینیم ، "زمین بخشی از گنجهای خود را رو کرده است".اگر فرصتی وعمری باقی بود،باید که برای هریک از آنچه بیان ناقصش آمد ، چیزی گفت.
لینک
۱۳۸٦/۱/۳۱ - الیاس پهلوان

   گریوانم آرزوست   

گریوان بود جاویدان    
  جاویدان بود گریوان
          اردیبهشت  همه جازیباست . از بچگی اردیبهشت برایمان اگر اردی جهنم نبوده ، بهشتی راهم یادآور نشده است . آن روزا خودمون مشغول درس بودیم وبهار وماه خوب اردیبهشت رو درک نمی کردیم،وامروزهم بخاطر درس بچه ها نمی توانیم به طبیعت برویم . البته بی انصافی نباشه ، در یک زمانی درس خوندن درپارکها وباغهای بجنورد مد بودومابادوستان فصل بهار رابه باغهای ملکش وحلقه سنگ می رفتیم وشبها در پارک شهر وبلوار درس می خوندیم .از آن روزا و گلهای محمدی وچاقله بادوم  خاطراتی دارم.
     ولی باهمه اینها گریوان یک چیز دیگه است. سیل دره ، سرچشمه ، زو و...جون میدن برا راه رفتن وبنفشه وپونه چیدن . بیابونا پر گزری وچریش شدن. دست مامان وداداش وبقیه درد نکنه برامون گزری وچریش فرستادن.آششو خوردیم میخایم نان چریش درست کنیم . توفیق اجباریه آخر هفته آینده برم گریوان.شاید احساسات گل کنه وسفرنامه بهاری جوربشه .دیدن سالوک ودره های زیباوچشمه هایش   بماند برا تابستان. 
     همین طور که توفرهنگ مردم ،شمال شهر به خوبی وخوش آب وهوایی معروف شده ، خراسان شمالی ومرکزش بجنورد، شمال خراسان بزرگ است . بجنورد با روستاها وزیست گاههای زیبایش ،مناطق خوبی برای گردشگری و اکوتوریسم دارد.
لینک
۱۳۸٦/۱/۳٠ - الیاس پهلوان

   فيلم ۳۰۰   

عدو شود سسب خیر اگر خدا خواهد.
      همین قدر هم که از فلیم ۳۰۰ دیدیم و شنیدیم کفایت می کند که بگوییم تحریف تاریخ بوده واثرات منفی متصور نویسنده وکارگردان به خودشان برخواهد گشت . نه مضمون و فیلم نامه حقیقتی را روایت می کند ونه چهره وشخصیتهای فیلم گزینش مناسبی برای ایفای نقش هستند.
      ولی بحث های پیرامون آن دو منفعت داشت . یکی منفعت مادی که نصیب شرکت سازنده فیلم شد .و منفعت دیگر معنوی  ومتعلق به مردم وتاریخ کهن کشور ایران است .فیلم باعث شد تا بینندگان آن سودودرآمد سرشاری را برای عوامل دست اندرکار فیلم تضمین کنند .از طرفی دیگرتحلیلگران ونقادان  ُ تاریخ ۲۵۰۰ ساله ایران را واکاوی کرده وعامه مردم را باروزگار ۵۰۰ سال قبل از تولد حضرت مسیح آشنا نمودند.دریک شرایط عادی چنین سودی عاید هیچ یک نمی شد.
   فیلم ۳۰۰ یکبار دیگر ایرانیان را برای دفاع از میراث گذشتگان بسیج نمود. جالب تر از همه نظراتی است که در ایران ابراز می شود .شاید فبل از این افراد فرصت بیان اینگونه مطالب را نمی یافتند ویا اعتقادی به روایتهای تاریخی عظمت ایران کهن نداشتند.  فرصت پیش آمده ُ زمانی برای جبران کاستیهای گذشته وتقویت اعتماد به نفس نسلهای امروزی است.
لینک
۱۳۸٦/۱/٢٩ - الیاس پهلوان

   وصف حال - ازيک همشهری(بجنورد)   

        این شعر را ازخیلی پیش هر بار خواندم لذت بردم .مناسب دیدم برای دوستاران گریوان هم درج کنم . با سپاس از همشهری محترم جناب آقای سراج اکبری
بازنشستگی / علی اکبر سراج اکبری

  روزگاری ما جوان بودیم و حالی داشتیم
صورت عاری از چروک و خط و خالی داشتیم
با حقوق کارمندی تا مجرد بوده ایم
در خیال و وهم خود فکر عیالی داشتیم
هم نفس پیدا شد و امروز و فردا سال شد
سال بعد از جیغ بچه قیل و قالی داشتیم
بهر ثبت نام لیلا و نقی در مدرسه
گشت شهریه گران و نق و نالی داشتیم
تا حقوق کارمندی با تورم جفت شد
بهر خرج روزمره جیب خالی داشتیم
بچه ها کم کم به دانشگاهها راهی شدند
با نداری فکر تحصیلات عالی داشتیم
با ته دیگ آشنا شد پهنه کفگیرمان
گرچه ته دیگی نبود و دیگ خالی داشتیم
تا نوه پیدا شد و لبخند زد , ما بهر او
حسرت یک بستنی پرتقالی داشتیم
رفت فرش زیر پا در راه تحصیل پسر
حسرت با زن نشستن روی قالی داشتیم
این زمان آوا برآمد هان دگر پرواز کن
چون نظر کردیم آنک نیمه بالی داشتیم
گر حقوق کارمندی بهر ما یک بال بود
نصف کردند و تو خود دیدی چه حالی داشتیم
ما ز ِ دولت بهر پیری چشم یاری داشتیم
همقطاران, خود غلط بود آنچه می پنداشتیم.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - الیاس پهلوان

   اعتصاب معلمان   

   مقایسه معلمین با اقشار دیگر
       معلمین قشر فرهیخته وتحول آور جامعه هستند. مردم  همیشه  به نوعی با فرهنگیان سروکار دارند . فرد روزی خود زیر دست معلم تعلیم میدیده و امروز به واسطه فرزندش با معلمین ارتباط دارد.در این روابط بعضی نقاط ضعف وقوت کار دیده می شود. بزرگترین نقصیه با افت تحصیلی وبعضا ترک تحصیلی دانش آموزان به خانواده واجتماع کشیده می شود . قسمتی از این مشکل مربوط به خانواده وجامعه است ولی بخشی از آن از بی توجهی آموزش وپرورش وبی انگیزه ای معلمین در تعلیم وتربیت است.
    معلم در اجتماع مادی شده امروز زحمت وکار خود را با درآمد حاصل از مشاغل دیگر می سنجد ودراین سنجش ومقایسه عمر را بربادرفته می داند .اگر توانی برایش بود دراوقات فراغت ویا با کاستن از فرصتهای آموزشی با سیل راه افتاده در جامعه برای کسب درآمدهمراه می شود . صدمه معلمی بااین وضع اقتصادی وبالاتر از آن با این تفکر  بعد از خودش به دانش آموز می رسد.
     برای ایجاد انگیزه در معلم باید جایگاه وشان ومنزلت اوراقدر دانست ودر رفع مشکلات اقتصادیش کوشیدواین حقی است که باید بی منت اداشود.ولی این قشر گل سرسبد جامعه وفرهنگیان فرهنگساز از وضع دیگر اقشار جامعه به چه میزان مطلعند؟ فرزندان خود را که از امتیازات مدارس غیر انتفاعی وآموزشهای فوق العاده و...برخوردارندبا فرزندان گارگر وکشاورز وکارمند و... مقایسه کرده اند؟ تعطیلات رسمی وغیر رسمی  موجود در مدارس را مفید به حال جامعه می دانند؟درآمد ومدت کار خود را با دیگر اقشار مقایسه می کنند؟ ...
    حقیقت این است که اقشار مختلف جامعه هریک به نوعی با مشکلات موجود درگیر هستند.آنچه آذاردهنده وغیر قابل تحمل برای معلم وکارمندو...است تفاوتهای ناروا وتبعیض آمیز است.باید تلاش دولت وملت در رفع این نقیصه باشد . ظلم بالسویه عدل است.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢۸ - الیاس پهلوان

   انتظار نرو در سرچشمه   

با بارشهای خوب امسال ،مردم گریوان منتظر جوشش آب از اطراف سرچشمه گریوان هستند. گریوانیها این جوشش فصلی آب را نرو می گویند.سرچشمه گریوان در ضلع شمال شرقی کوه سالوک قرار دارد. این منطقه ییلاقی در ۳۵ کیلومتر ی جنوب شهرستان بجنورد مرکز استان خراسان شمالی واقع است. سالوک بلندترین نقطه از رشته کوه الاداغ بوده ومحلی برای چرای دام اهالی جلگه اسفراین ومردم منطقه گریوان می باشد.

سرچشمه گریوان

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٧ - الیاس پهلوان

   جمع تنها   

          بیان بعضی دردهای اجتماع ازبرای تعمق در رفتار وبعضا از سر ناچاری است.باهمه اینکه خانواده در ایران هنوز مهمترین اجتماع محسوب می شودولی تغییراتی در آن رخ داده ویا در خوشبینانه ترین حالت می توان گفت که شکل زندگی خانوادگی در شرف تحول است . دیده می شود به دلایل مختلف افراد یک خانواده به صورت منشعب وتقریبا بافاصله از هم زندگی می کنند.درواقع با تعاریف جامعه شناسی جامعه وجانواده در تعارض قرار می گیرند.
       این تغییروتحول راباتعابیری مانند : گسست نسل ها ، عدم درک یکدیگر ، پایین آمدن آستانه تحمل درافراد،درون گذر از جامعه سنتی به مدرن ، و...توجیه می کنند.
      اگرهر توجیه ویا نظریه جامعه شناسانه وروانشناسانه ای بتواند این وضع را توجیه وتفسیر نمایید ، دردی از مشکل نسل امروز را حل نخواهد کرد مگر اینکه راه حل یا راه حلهایی را برای درمان کوتاه وبلند مدت این بیماری ارائه نماید.سلامت فرد وجامعه به عوامل زیادی بستگی دارد.از دست رفتن ویاکسب این سلامتی طی سالها زمان صورت می گیرد.
      درکمتر از یک دهه جامعه ماشکسته بسته راههای جوامع غربی رابرای جبران این کمبودتجربه می کند. هرچند به زعم برخی ،انتخاب خانه های مجردی ، داشتن حیواناتی مثل سگ وگربه های جورواجور تقلید زندگی غربی است ،ولی با برداشتهای روانشناسی حاکی از وجود خلائی است دردرون فرد واجتماع .
     انسان سرخورده از انسان (فرزند،خانواده،اجتماع) برای رهایی از تنهایی موجوداتی را انتخاب می کند که در عمل صداقت و وفاداریش برای او ثابت شده وآذاروتوقعی کمتر از همنوعان خود دارد. البته این پناهندگی آدمی به حیوان غیراز منشاء ذاتی طرفداری از حیوانات است . چون در نوع حیوان دوستی می تواند جمع خانواده هم طرفدار انواع حیوانات اهلی وغیر اهلی باشند.به هر روی تخطئه رفتارها مشکل را پیچیده تر می کند.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٥ - الیاس پهلوان

   مسيل   

    سیلابها
         هفته قبل خبرهایی از طریق ایمیل وحضوری دریافت کردم ، مبنی براینکه سیل روز چهاردهم ماه جاری در گریوان به چند منزل مسکونی آسیب رسانده است . گرچه این خرابیها عمومی بوده ودر خیلی از مناطق شهری وروستایی دیگر هم رخ داد ومن یک نوشته در این ارتباط داشتم ولی تکراراتفاق واظهار تاسف ازاین واقعه، مرا یاد سالهایی انداخت که غیر از نسلی از مردم گریوان،که آهنگ مهاجرت به بجنورد وشهرهای دیگر داشتند،تعداد دیگر از ایشان ، وضع بافت قدیم روستا را نپسندیده وبه محلهای هموار اطراف روستا روی می آوردند.اول جنوب شرقی وبعدها جنوب غربی روستا از اقبال خوبی برخوردارشدند .از قضا هردو منطقه نامهای با مسمای دارندکه بی ارتباط با آب وسیل نیست.  از سمت جنوب شرقی روستا، رودخانه فصلی عبور می کند که ازدامنه کوههای غرب سیاهخانه شروع وپس از عبور ازاراضی دیم وشاهجوی محل، به روستا وارد وبه همراه دیگرجویهایی که از سمت درتوم ،سرچشمه ، نیستانه وکلاته هامی رسند ،به « زو»رسیده ونهایتابعد از بش قارداش وبجنورد به  رودخانه اترک می ریزند .این رودغیر ازفصل بهار خشک بوده ودر گریوان به کال کنوه معروف است . در زمانی که مردم قصد خانه سازی در اطراف آن را داشتند پدرم خیلی ها را برحذر می داشت که این مسیر سیل است ، خانه سازی در نزدیک آن به صلاح نیست . ولی چون سالهامی گذشت وآب زیادی از این کال عبور نمی کرد ،خریداران وفروشندگان اراضی اطراف آن اظهار می داشتند که از سیلهای زمان شما خبری نیست ،لذاخطری خانه های ماراتهدید نخواهد کرد.اماپدر معتقد بودندکه علی رغم کاهش نزولات آسمانی،از این محل نه به شدت سیلابهای گذشته ولی باز سیلهایی خواهد گذشت وهمچنان در معرض خطر است.
    محل دیگری که در این بارندگیها خرابی داشته« سوی آسته»یعنی زیرپای آب نامیده می شود. اراضی این محل به سبب پایین دست قرارگرفتن نسبت به روستا و همچنین واقع شدن بین چند جوی مهم وتقریبا دائمی ، زه آب منطقه بوده ودر سالهای پر آبی وباراندگی قابل کشت وکار نیست. افزایش جمعیت روستا ومناسب بودن  این زمینهابرای خیابان کشی وعبور وسایط نقلیه، این اراضی راهم از خانه سازی بی نصیب نگذاشت.با شرح حالی که رفت، نه تنها امسال بلکه سالهای آینده نیز،خانه های واقع در این اراضی باخطر مواجه خواهندبود .همین وضع  در چند سال پیش برای منازل مسکونی مناطق چهارچشمه ونودره و... در مشهدکه توسط مسکن وشهرسازی واگذار یا توسط مردم تصرف شده بودهم پیش آمد . الگوی شهرسازی وبهسازی روستا برمبنای خشکسالی ویا بی توجه به سوابق لرزه نگاری و... فجایع غیرقابل جبرانی را در پی خواهد داشت.چاره کارمطالعه سوابق وعبرت از گذشته است .  بااندک توجه به تجربیات گذشتگان می توان برنظر ایشان صحه گذاشت که هرجا مسیل بوده باید به همان وضع بماند،حتی اگر بارانی را متصور نباشیم .مگر نه اینست که در جای سیل خیز نماز گزاردن جایز نیست.

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٤ - الیاس پهلوان

   اخراجی ها   

درسهای روزگار
       روزگار درسهای زیادی به انسان می دهد . گذشت زمان تغییرات قابل ملاحظه ای روی آدمی می گذارد.این گفته که افراددر جوانی انقلابی وتند رو ودر سنین بالا محافظه کار می شوند؛ در مورد اقای دهنمکی نیز صادق است . انقلابی وحزب اللهی  دهه قبل با ساخت فیلم اخراجی ها بخوبی نشان داده که گرمی وسردی زمانه را  چشیده ومی توانددر قالب هنر حرفهایش را بزند .شاید در دهه قبل همین حرفها را در قالب دیگر وخیلی خشن می زده ولی حال کارکرد سینما را مفیدتر یافته است .جامعه متنوع ما مشکلات فرهنگی خاص خود را دارد که باید با ابزارفرهنگی به رویارویی با آنهاپرداخت.ممکن است  فیلمی مانند فقر وفحشا در موضع منتقد ؛ هدفی سیاسی را دنبال می کرده و متصدیان امروزی ناقد آن وضع بودند ولی اخراجی ها برای جذب تماشاگر وبیان نظرات در قالب طنز و محاوره های کوچه بازاری ساخته شده است .در هر صورت درک زمان برای هرکاری مهمترین رمز موفقیت است .
لینک
۱۳۸٦/۱/٢۳ - الیاس پهلوان

   نسل جديد گريوان   

گریوانیها
     دنبال نسل های مختلف تحصیل کرده گریوانی بودم که به افراد فعال وخوبی برخورد کردم . از خیلی سالهای دو رطلاعات درستی بدست نیامد ولی آنچه بزرگان اخیر را اتفاق است اینکه قریب ۱۵۰ سال پیش تحصیل با مکتب خانه آغاز ودانش آموختگان این مکتبها خود مدرس شده ونسلهای بعدی را آموزش دادند.
       روش جدید تحصیل باحضور معلمان دولتی تقریبا ازاوایل دهه چهل شروع شد . اولین محصلین در کلاسی در منزل مرحوم حاج الله رضا گریوانی فردی مردمدار ُ فعال وعضو خانه انصاف روستا مشغول تحصیل شدند . از پیش کسوتان وموفقین این دوره که  به تحصیلات دانشگاهی رسیدند ومورد احترام من بوده اند ُ افرادی مثل :مهندس شیرمحمد گریوانی که شغل آزاد دارند . مهندس اسماعیل گریوانی ( سالاریان) مهندس ومدرس مخابرات ؛ دکترگل محمد گریوانی از نیروهای قدیمی جهادکشاورزی خراسان ؛که مدتی رئیس سازمان جهادکشاورزی خراسان شمالی بودند.نسلهای بعدی غالبا فامیل گریوانی را تغییرداده اند وفعلا اطلاعات درستی از ایشان ندارم.
    در مدتی که با انترنت کار می کنم با افرادی ازگریوان آشنا شدم که نسل جدیدی هستند .بعضی از ایشان وبلاگ داشته وباپست الکترونیک مکاتبات خود را انجام می دهند.مایه خوشحالی وخوشوقتی است .دوست دارم با ایشان از نزدیک آشنا شوم . تعدادی از این عزیزان کارگاههاوشرکت های تولیدی دارندکه امیدوارم در آینده بهتر بشناسمشان. بعضی آدرسهای بدست آمده را برای خود ودیگران ذکر می کنم مابقی بعد تکمیل شدن آورده خواهد شد.امیدوارم دوستانی که به فامیل گریوانی ویا افرادی از گریوان که فامیل دیگری دارند ؛ آشناهستند مرا مطلع فرمایند.

http://drodirani.persianblog.ir/
http://www.irancivilcenter.com/fa/engineers/profile.php?UID=5705

http://www.hayat.ir/?page=showbody_news&row_id=28252

http://www.mgrivani.persianblog.ir/

www.keyvan_part@yahoo.com

http://www.persianblog.ir/posts/?weblog=mgrivani.persianblog.ir&postid=5958508

http://myroxprogrammer.blogfa.com/

http://www.notary.ir/Dafater/daftarDetails.asp?id=500

http://farshid-gerivani.blogfa.com/post-10.aspx

....

لینک
۱۳۸٦/۱/٢٢ - الیاس پهلوان

   شرطی بودن مرگ   

برای جاوید
      مرگ هم شرطی شده است . در طول سالیان سال می بینیم : هر  که پای به دنیا گذاشته نهایتا از دنیا رفته است.دیده ایم افرادی که به سن پیری می رسند نهایتا می میرند. کسانی که به بیماریهای لاعلاج مبتلا می شوند طبیبان جوابشان کرده وآنها بعد از مدتی می میرند.این وضع اگر قابل نغییر بود مرگ از حالت شرطی بودن خارج می شد . در این صورت آدمی خودمرگ ورفتنش را تصمیم می گرفت .با همه این  اظهار فضلهابازهم درباب بعضی موضوعات سخن گفتن بسی مشکل است .
         پزشکان معالج حسب علم واطلاع خویش گفته انددوست جاویدما مبتلا به سرطان است وامکان درمان ندارد. فرصت زیادی  زنده نخواهدبود.حال هم ماوهم خود بیمار از موضوع مطلع است . بقول نیکودوستمان در برخورد یا تماس با او چه بگوییم؟
       هنوز که بقول معروف از اوهم یک نفس برمی آید واز ما هم. ولی اگرمطمئن ازگفته پزشکان می بودم و مرا فرصتی  بود که تسلیم جو موجود نشوم در بیان خوداول به خود دوم به او کمک می کردم تا مرگ را راحتتر بپذیرد .مقداری ازوحشت مرگ  کاسته  به جاودانگی  روزهای روبرو متمرکز شویم . البته همه اینها ممکن است ایده ونظر درستی باشد ولی تجربه شخصی از مرگ ودل کندن از این سوی زندگی چیز دیگری است. همیشه مرگ برای همسایه بوده واین ضمن مثبت بودن مشکل غفلت راهم به دنبال خودداشته است.به هر روی درروزگار شرطی شده مرگ  مارا جز دعای سلامتی ایشان ونهیبی اندک به خود به ظاهر توان وفرصتی نیست .
لینک
۱۳۸٦/۱/۱٩ - الیاس پهلوان

   تولد پيامبر رحمت   

هفته وحدت

ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد              دل رمیده مارا انیس ومونس شد           نگارمن که به مکتب نرفت وخط ننوشت                  بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد

ببوی او  دل  بیمار عاشقان  چو صبا                 فدای عارض نسرین وچشم نرگس شد

  

تولد پیامبر رحمت حضرت محمد (ص)  و ولادت امام جعفر صادق بر همگان مبارک باد.
   درروز  تولد پیامبر اسلام بین شیعه وسنی اختلافی هست .  برای رفع این اختلاف   آیت الله منتظری فاصله بین نظر شیعیان واهل تسنن راکه یک هفته است بعنوان هفته وحدت قرار دادند . از آن روز تاکنون این سنت حسنه در بین فرق مختلف اسلامی جشن گرفته می شود .
  این هفته را به همه پیروان ادیان توحیدی تبریک می گوییم .

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٦ - الیاس پهلوان

   گزارش ۸ ماهه وبلاگ گريوان (۲)   

گزارش (2)

      سرعت پایین انترنت واشکالات دیگری مثل مسدود شدن بعضی سایتها ، و...از جذابیت سیر در این دهکده جهانی می کاهد . این مشکلات ومسائل دیگرباعث شده تا افرادزیادی از اینترنت اطلاعی نداشته ویا نیازی به استفاده از آن احساس نکنند. این وضعیت مختص افراد بی سواد یا کم سواد نیست بلکه افرد باسوادودارای مدارک دانشگاهی هم نه تنها وب سایت و وبلاگی در آن ندارند ، حتی مراجعه ای هفته ای هم به اینترنت  نداشته ومطلبی نمی خوانند.واقع قضیه این است که هر تکنولوژی وارداتی تاسالها بعنوان وسیله ای انتزایی وتفننی مورد استفاده قرارمی گیرد مگر اینکه اجباری ضرورت آن را ایجاب وبه مدار امورجاری اندازد. کامپیوتر دراغلب منازل وادارات وجود دارد ولی بیشتر اوقات یا بلا استفاده است ویا برای بازی وسرگرمی مورد استفاده قرار می گیرد.همین وضع در مورد اینترنت هم صدق می کند.
      در هشت ماه وبلاگ نویسی باسرعتهای مختلف انترنت کار کردم . مواردی که با ای دی اس ال  متصل می شود نسبتا سرعت مناسبی است ومی توان پنجره های مورد نظر را اگر مشمول انسداد نباشند گشود ، ولی کارتهای رایج در بازار کارایی کمتری دارندوصفحات تصویری را به سختی باز می کنند .
     باهمه این شرح ومواردذکر شده در گزارش اول ، وبلاگ گریوان به واسطه علاقه به مباحث گوناگون انترنت ، برای بیان نظرات وبرداشتهای خوداز مسائل اجتماعی ....،ومعرفی روستای گریوان ، سعی وافر نموده تا  در این اقیانوس همچون  قطره ای مواج به هرکرانه ای از دریاهای رنگارنگ سری زند وتجربه ای اندوزد .
    این دوستان که شرح آن قبلاهم آمد لطف بسیار به گریوان کرده اند .
http://ali258.blogfa.com/
http://www.zendege1.blogfa.com/
http://mughashang.persianblog.ir/
http://mehnan.blogspot.com/
http://serverlink.mihanblog.com/
http://citizenship.blogfa.com/
http://parantezcartoon.blogfa.com/
http://http//tabiate.blogfa.com/85032.aspx
http://www.mgrivani.persianblog.ir/

http://http//www.djarash89.blogfa.com/
درمدت 8ماه هرروزبطور متوسط حدود 55 نفر از وبلاگ بازدید داشته اند. بااین تجربه اندک میرویم تا ماه های آتی را اگر میسر شد غیر از وبلاگها وب سایت گریوان دات آی آر  راهم راه اندازی کنیم ...

لینک
۱۳۸٦/۱/۱٥ - الیاس پهلوان

   سيزده بدر   

به قول دکتر شریعتی «جش های نوروز برخلاف جشنهای دیگر دست انسان را می گیرد واز  زیرسقف هابه سوی طبیعت می کشاندونوروز تجدیدخاطره های خویشاوندی انسان با طبیعت است .»ولی باازدیادجمعیت ودسترسی به وسایط نقلیه ماشینی آسیبهای زیادی بادست همین انسان به طبیعت وارد گردیده است .متاسفانه در خیلی از موارد دوستی ما با طبیعت دوستی خاله خرسه است .به دامن طبیعت می رویم ولی ندانسته به نابودیش کمک می کنیم .سیزده فروردین اوج حضور مردم در دشت وصحراست ؛ اگر چهاردهم به هر نقطه از طبیعت بروید بی اثر از ظواهر کالاهای تمدن امروزی جایی نخواهید یافت .زشت ترین این آثار باپراکندن پلاستیک وظروف یکبار مصرف خودنمایی می کند. زیردرخت؛ میان سبزه زارها ؛ درون رودخانه هاوهرجا که بروید رد پای ناسپاسان راخواهی یافت.
      بعد سالها باردیگر بهار رابهاری شروع کردیم .  هوای این روزا  واقعا بهاری است .  سالهای قبل نگرانی از تغییر هوای سیزده بدر نبود . هوای دیروز  بعضی ها را دیرتر ازخواب بیدار کرد.بعدبیداری طاقت نیاورده  ساعاتی رابه دامان طبیعت پناه بردند .امابعضی ها احتیاط کرده سیزده بدر امسال را از منزل وشهرخارج  نشدندتاشاید قضای آن روز را۱۴ و۱۵ فروردین بجای آورند .قافل از آن که امروز باران شدیدتر از روزای قبل بارید .البته برای برخی  گره زدن علف وسبزه میسر نشد آنها هم باید دوباره روبه سوی دشت ودمن آرند. 
       شروع فعالیت دوباره بانعمت بسیار توام شد .تااینجای کار بقول قدیمیها شیشه باران درست بوده است. شیشه دوم بابارانهای سیل آسا آغاز شد . از شکوفه وبرگ درختها جزدر موارد نادر خبری نسیت. همین امر نوید فراوانی میوه وسردرختی را می دهد .امید است دیر گل دهی درختان امسال ؛موجب رفع سرمازدگی شایع سنوات قبل گردد.
    باهمه این خوشحالیها باز این نگرانی وجود دارد که سرسبزی زمین خود مشوق نابودگران طبیعت باشد.دوستداران طبیعت را وظیفه صد چندان است که آموزشهادهندتاازضرروزیان های بیش ازاین جلوگیری شود.
لینک
۱۳۸٦/۱/۱٤ - الیاس پهلوان

   افسردگی - مرض شهری (2)   

 افسردگی - مرض شهری (2)
 درباب این مطلب یکی از امراض در جوامع شهری شایع بوده به نظر می رسد به مناطق به ظاهر روستایی ماهم سرایت کرده چند پست قبلی به مشکل چاقی اشاره کردم .در بخش دوم بیماری دیگری به نام افسردگی را مد نظرقرار می دهیم .
 روستاییان با طبیعت ارتباط مستقیم ودائم دارند . این ارتباط آنها را از خیلی امراض ایمن می کند . حضور در روشنایی و لمس پدیده های طبیعی از استرس وفشارهای عصبی می کاهد . بدون اینکه قصد دست اندازی به شغل شریف روانشناسی وپیچ وخم کارهای روانکاوان ودرمانگران اعصاب وروان متخصصین علوم تغذیه داشته باشیم ،می توانیم دیدها وشنیده های خود را یادداشت ومرورکنیم .  با اندک تجربه، ارتباط وزندگی در روستا می توان گفت که این ناراحتی نیز همچون مرض چاقی خاص جوامع شهری بوده وکمتر در روستاها دیده شده است.
 در ارتباط کاری روستائیان زیادی به دستگاهمان مراجعه وماهم به روستاها می رویم . در دهه اخیر این دو بیمار خصوصا چاقی بیشتر خود نمایی می کند.آمار بیکاری وکاهش فعالیت روزانه ، خودکشی به روشهای گوناگون ، اختلافات خانوادگی ، طلاق ، عدم تمایل به زندگی مشترک، مهاجرت های بی رویه به شهرها، و... موید سرایت مشکلات شهری به روستاست . روستاها هنوز از مزیتهای شهری برخودار نشده از معایب آن بی نصیب نماندند.
   دیدن بعضی ازاین مشکلات  در گریوان وچند روستای دیگر حساسیتم در این خصوص را افزایش داد. آیا روستاها شهرمی شوند؟آیا جهانی شدن محقق شده؟شهرها در دهکده جهانی بیماریهارا صادر می کنند؟
  چاقی ارتباط مستقیم با بیمار اعصاب دارد . افراد مبتلا به این ناراحتی به خاطر استفاده زیاد از نیروی فکر ومغز خود بیشتر احساس گرسنگی کرده و مواد غذایی زیادی دریافت می کنند. هرچند ممکن است اشتهای کاذبی داشته باشند ولی برای ارضای گرسنگی وفعالیت مجدد مغز واعصاب تعدادوعده ومقدار زیادی خوراکی مصرف می کنند. دریافت فراوان وعدم فعالیت مناسب به افزایش وزن وتشدید دو بیماری منجر می گردد.

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۱ - الیاس پهلوان

   در جستجوی آفتاب   

 جستجوی آفتاب
   دلمون برا آفتاب تنگ شده . بارون وبرف خسارات زیادی زده
  دیروز به دنبال پیگیری اداری بعضی برنامه ها تماسهایی با تعدادی از شهرستانها داشتم . در اکثر این نقاط باران وبرف می بارید . بعضیا به شوخی وجد از زیادی وطولانی شدن بارشهای بهاری ناخرسند بودند.
 وقتی صحبتهای امروزو با حرفای ماههاوسالای قبل مقایسه می کردم و نالان از ناسپاسی انسانها ، قصه حضرت خضر وحضرت موسی آرومم کرد . وقتی پیامبر خدا قولی رو که داده فراموش می کنه ولب به شکایت از رفتار فرستاده ای دیگر می گشاید از انسان که از ریشه نسیان است انتظاری بیش از این نیست .
  یادمه سالها پیش در گریوان آنقدر باران وبرف می بارید که بعضی سالا امکان کشت بهاره برای مردم میسر نمی شد .در عوض از هرجایی چشمه ای می جوشید وآب« نرو »ی سرچشمه گریوان بیش ازآب اصلی می شد.ولی در سالهای اخیر بارندگی به حدی قلیل وناچیز می شد که حتی کلوخهای اراضی کشت شده هم خیس نمی شد . مردم آن روز وامروز هم ناراحت از اوضاع هستند . آیا ترسالیهای آنروز بهتر بود یا خشکسالیهای امروز ؟
 ذهن آدمی همیشه برنداشته ها کلیک می کند .این موضوع در ایران بی تاثیر از فرهنگ شفاهی مردم  نیست .کمتر خاطره ومطلبی از خود ودیگران یادداشت می کنیم وکمتر ازآن به نوشته هاویادداشت هامراجعه می کنیم .
 برای اینکه قصه ماهم در باب کفران نعمت وقدر ندانستن این روزا تکراری نشه فقط میگیم آمدن برف وباران به خسارتهاش می ارزه .درثانی چراباید وضعی داشته باشیم که باکوچکترین حادثه ای مثل باران وزلزله برخود بلرزیم وناسپاسی پیشه کنیم . همین امروز میزان بارندگی یکماهه در آرژانتین رقمی اعلام شد که در طول یکسال در استانهای شمالی ما می بارد. آیا باید با بارش 30یا 40 میلی متر ، خانه های مردم در بجنورد وقوچان به سرشان خراب شود . هرچند این خسارات با بلای خشکسالی که برای مردم وطبیعت بار می آورد ،قابل مقایسه نیست ولی ازناراحتی و مصیبت حتی یک نفراز شهروندان هم غم وجود همنوعان رافرامی گیرد.. نباید وضعیتی با دست بشر ببارآوریم که از نیازی عمومی ومهم دست بکشیم ویا ندانسته از کائنات تقاضای زیان کنیم .
 در آستانه روز طبیعت وسیزده بدر با طبیعت همراه شده می گوییم هرآنچه آفریدگار طبیعت عطا فرماید خیر است و همواره فریاد می زنیم ای سرزمین کهن من رودهایت پرآب ، دشتهایت سرسبز وخرم باد.و به گفته زفی شل خاکت چنان حاصلخیز بادکه دانه ای در آن هدر نرود.

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۱ - الیاس پهلوان

   گزارش وبلاگ گریوان   

گزارش هشت ماهه وبلاگ گریوان(1)

      می گویند ملای مکتب خانه بعد چند روز به شادگرش گفت : حروف الفبا را برگوی . شاگرد هیچ نه گفت . هرچه تکرار کرد اونم پس ندادو چیزی نگفت . دوستان وآشنایان حالش بپرسیدند و ماجرا را جویا شدند ، لب به سخن وا کرد وگفت : این قصه تمامی ندارد . گر الان بگویم الف باید به دنبال آن  ب را بگویم و باقی را . ومن از اول جلوی این اشتباه را می گیرم تا مجبور به ادامه آن نشوم . بله این قصه ومزاح ساده را، پند بسیار است . یکی اینکه ایجاد توقع در خود ودیگری مستلزم  برآورده ساختن آن خواسته وتوقع است . دیگر آنکه ، آدمی تا پایش به عالم خاکی باز شد، مثل اجبار در تولدش ، محکوم به یادگیری است . http://ali258.blogfa.com/
http://www.zendege1.blogfa.com/
http://mughashang.persianblog.ir/
http://mehnan.blogspot.com/
http://serverlink.mihanblog.com/
http://citizenship.blogfa.com/
http://parantezcartoon.blogfa.com/
http://http//tabiate.blogfa.com/85032.aspx
http://www.mgrivani.persianblog.ir/

http://http//www.djarash89.blogfa.com/
    با وجود گسترش اینترنت همه گیر شدنش، در این چند سال  آشنایی فهمیدم که هنوز هم این صنعت وخدمات بشری  کالا ی لوکس وفانتزی است . تلقی عموم از آن وسیله سرگرمی واتلاف وقت است  وبعنوان ضرورت مورد استفاده کاربران قرار نمی گیرد . البته در ایران دلایل زیادی براین ایراد مترتب است که بخشی به دولت ووزارت خانه مربوطه برمی گرددو بخش اعظم آن به افراد اجتماع وابسته است . در واقع وجه مشترک برای هردو،برداشت مشکل ومزاحمت ونهایتاهزینه محسوب می گرددنه سرمایه گذاری . مردم ودولت به این سرمایه توجه کافی ندارند وباری بردوش خود حس می کنند.
        الغرض بهانه ای داشتم تا 8 ماه تجربه اینترنت را برای خود یادداشت کنم .دراین مدت خصوصا در ماههای آخر با عدم دسترسی به مکتوبهای مورد علاقه مرجع مهم برایم شبکه اینترنت بوده ودر شبانه روز چند ساعتی رادر این سرزمین قدم می زنم . خیلی وقتها راهم گم شده ولی گریوان نشان خوبی بوده تا به خانه برگردم .
     اولین نوشته را در مردادماه سال گذشته در سایت پرشین بلاگ تحت عنوان گریوان شروع کردم . بعد چند روز رمز ورود واطلاعات خود را فراموش کردم . در همین مدت کار را همزمان در میهن بلاگ وبلگفا شروع کردم . انتخاب چند جااولا: بخاطر افزایش تبلیغ گریوان بود .  تا آن روز هیچ مطلب فارسی جزذکر پیش شماره مخابرات و نام شرکت تعاونی روستا در لیست شرکت تعاونی روستایی بجنورد نوشته ای یافت نمی شد .گریوان در زبان انگلیسی ،هندی، پاکستان و افغانستان در غالب اسم وفعل  بسیار استعمال شده که من از کم وکیف آنها بی اطلاعم .حتی سایتی بنام گریوان دات کام در آمریکا به ثبت رسیده ، ولی فعالیتی ندارد.  دوما: در مدت کوتاه کار وبلاگ  دیدم هرسایت ارائه دهنده فضا برای وبلاگ مزایا ومعایبی دارند . لذا به مرور سه سایت ،فضاومحل رفت وآمدم شد .
     بهمن  سال   85 دمین  گریوان دات آی آر رابا فضایی اندک به ثبت دادم .  راه اندازی این سایت تا زمان امکان طراحی وب به تعویق افتاده است .

      درمدت هشت ماهی که خود را به این وادی وارد شده دیدم، فراوان دوست یافته و شاگردی کرده ام . تعدای از دوستان شرمنده کرده وبا اطلاع بی اطلاع لینک گریوان را در وبلاگ خود گذاشته اند که ازایشان سپاس دارم .
     
باهمه مشغله های اداری وشخصی سعی کردم از فضا دور نمانم .بطور متوسط هر 26 ساعت یک پست داشته ام .بیش از این به نوشته های دیگران مراجعه داشته ام . ماه اول به نسبت علاقه ای که به بعضی مطالب در سایتهای دیگر داشتم  از نوشته های ایشان بصورت کپی ولینک استفاده کردم ولی از ماههای دیگر مطالب کاملا شخصی با انشای ناقص خودم در فرصت کوتاه پست شده است .
       علاقه به عکس وتصویر موجب شد که تصاویر شخصی زیادی رابروز برداشته و در وبلاگ بگذارم وبعلت ناآشنایی با چگونگی کار،سایز همه را به قد وقواره صفحه مانیتور در آوردم .غافل از این که این فضا ملک پدری نیست وتا اندازه ای می توان از آن استفاده کرد . مشکل باز نشدن تصاویر باعث شد تا به یک باره با هرچه عکس وتصویر است وداع کنم وبه دست نوشته های ناقص وکوتاه خود اکتفا نمایم . نوشته ها غیر از موارد خاص مثل مسائل گریوان و وضعیت کشاورزی سیر مشخصی نداشت واز هر دری سخنی رانده شد. ... واما ...بعد...

لینک
۱۳۸٦/۱/٩ - الیاس پهلوان

   سال نکو   

سالی که نکوست از بهارش پیداست
          خاتمه سال85 وشروع سال نو با بارندگی های خوبی همراه بوده است .به قول کشاورزا شیشه اول باران خوبی داشتیم .انشاءالله شیشه های بعدی هم به همین منوال باشد وموجبات  خوشحالی زارعین فراهم گردد. 
     آمار بارندگی  دوره  زراعی سال۸۴-۸۳ بیش از میزان بارندگی فعلی بوده ولی در هر حال باید شکر گفته وقدر ذره ذره نعمات الهی را بدانیم ،باشد که سالی پرنعمت در پیش داشته باشیم.مزارعی سرسبز وشاداب ، باغاتی پر میوه وسدهای پرآب آرزوست.
لینک
۱۳۸٦/۱/۸ - الیاس پهلوان

   شهادت امامحسن عسکری (ع)   

شهادت امام حسن عسکری(ع) را به همه تسلیت عرض می نمایم. این همه از کربلا وعراق حرف حدیث مفت ومجانی می شنوم ولی متاسفانه قسمت ما نشد که از نزدیک ببینیم . دعایم اینست که به عنوان اولین کشور خارجی قسمتم دیدن عتبات عالیات باشد.
لینک
۱۳۸٦/۱/٧ - الیاس پهلوان

   مرض شهری   

مرض شهری(۱)
مرض شهری را از بیان مرحوم صابری فومنی (گل آقا) قرض گرفته ام . ایشان نام بیماریش را گذاشته بود مرض شاه حسین . مرض شهری از این جهت گفتم که از خیلی  سالها پیش امراضی در شهرها شایع بوده که در روستاها از آنها خبری نبود .صنعتی شدن و پیشرفت درجوامع ضمن راحتی مشکلات وبیماریهایی  برای انسان بوجود آورده است . در هر صورت   دو مورد بیماری که قبلا نبوده ، نظرم را جلب کرده است . سالها پیش این ناراحتی را ندیده ویا کمتر در روستاهاخود نمایی می کرد.
     1 - بیماری چاقی  : 
        روستائیان با اقتصاد خود معیشتی که داشتند، مواد غذایی یکسال را با تولیدات خود ویا از طریق معامله پایای تامین می کردند .
     درگذشته بخش اعظم تولیدات مثل گندم تولیدی داخل به مصرف تولید کننده می رسید واندک تولیدمازاد ، بین مردم شهر وروستاهای نزدیک معامله می شد . دولت نیاز شهرها را از خارج وارد می کرد . به همین سیاق نیازهای دیگر هم در محل برآورده می شد .روستایی گوشت ، روغن ، لبنیات ، پوشاک و...مصرفیش را از تولید خود تامین می کرد. تمام مصرف از  طبیعت ودر محل به دست می آمد.محصولاتی مانند لباسهای دارای موادمصنوعی ، غذاهای کنسرو شده ، روغنهای نباتی و... محصول پیشرفت جامعه وضرورت تغذیه خیل جمعیت رو به رشد است . تا قبل از انقلاب کمتر روستایی بود که روغن نباتی مصرف کرده باشد . مصرف مردم روغن زرد واگر نداشتند روغن دنبه وپیه بود .به یاد دارم در یک دعوتی که روغن غیر حیوانی مصرف کرده بودند پدرم حالش خیلی بد شد .البته سالهابعد مصرف روغن نباتی تبدیل به عادت شد ومشکلی پیش نیامد.
      منظور از این مقدمه در باب چاقی توضیح این مطلب بود که در گذشته با اینکه مردم از روغنهای سنگین واشباع  استفاده می کردند ولی مبتلا به بیماریهای منتسب به تغذیه نامناسب نبودند . در واقع عوامل بیشمار دیگری موجب بیماریها از جمله چاقی است . در شهرهااکثر مردم به کارهای غیر یدی وفکری مشغولند. همین وضعیت چون انرژی زیادی را برایشان ذخیره می کند،موجب تغییر در بافت فیزیکی اندامهاشده وباید با حرکات ورزشی به تناسب اندام برسند. کارهای بدنی روستاانرژی زیادی طلبیده و مانع رشد بی اندازه بعضی اندام  می شود .
    حال باید دید چه شده که نسل های امروزی روستا مبتلا به مرض شهریها می شوند . چه مشکلی پیش آمده و یا چه پیشرفت وتحولی روستایی را به شهری رسانده است ؟ کجای زنجیره غذایی او به رژیم غذایی مدرن پیوسته است ؟ 
    روستا شهر شده؟ شغل وکسب وکارروستایی تغییر یافته ؟ بیکاری وکم کاری به سراغش آمده ؟ پول نفت بین او و شهری مساوی تقسیم شده؟ رفاهش بیشتر شده ؟کشاورزی ودامپروری مدرنیزه شده؟ خشکسالی کار اورا آسان کرده؟باغ و ویلا بهتر از کشاورزی شده ؟ ...
     چون مسائل اجتماعی به مانند حلقه های زنجیر متصل وتکمیل کننده همند، بی مطالعه، بیان موضوعی،  ترس ابتر گذاشتن  راه حلها را افزایش می دهد وممکن است حلقه های مفقوده ای از این زنجیره را باعث شود ولذا من آنچه از دید کند وتار بین خود در روستای گریوان وچند روستا دیدم به بیان احساسی آن پرداختم .باشد تا محققین را کیسی باشد و مبتلایان را هشداری. ...
  دوم مرض برای پستی دگر.

لینک
۱۳۸٦/۱/٧ - الیاس پهلوان

   شمع برقی   

 حدیث کهنه مشکلات گریوان
            بعد سال نو قصد این بود که ازصدای پای بهاروطراوت باران وشادی نوروزبگیم ولی حادثه ای غمبارگ وفوت فردی از خانواده پهلوان وضع را تغییر داد . دوروز در گریوان وبجنورد هم قوزبالاقوز شد.خرابی راه گریوان ، نقص مجدد خطوط برق گریوان وتصادف جاده شیروان، ذهن را از زیباییهای بیشمار طبیعت وخوشیهای این روزا دور کرد .حال باید تلاشی مضاعف کرد تاویروسهای روان را زدود.
       اشکالات ریز ودرشت موجود در شهر وروستاها بومی ونهادینه شده اند اگر اینگونه نباشد جای تعجب دارد. اتفاق جالبی دوباره برایم در گریوان تکرار شد که باید در مورد آن مطالعه کنم .اگه کسی کمکم کنه ممنون می شم . تا حالا برق منازل را بصورت بودن یا نبود می فهمیدم ومی دیدم .یعنی برق یا هست یا قطع شده .یاروشن می شود یا نمی شود .ولی در گریوان اتفاق دیگری می افتد .برق قطع شده بعد از این که می آید(وصل می شود)تا مدتی وبعضا چند ساعتی ، لامپ ها بصورت شمع ضعیفی کور سو می زنند .این پدیده نو به اکثر لوازم برقی صدمه زده وغیر از فساد مواد غذایی به سوختن موتور یخچالهای زیادی منجر شده است .    
      آدمی را بی اختیار به یادیخ رضا خان می اندازد . برق هم تااز پای تخت ومراکز عبور کرده به روستایی چون گریوان می رسد شمع محفل دوستان روستایی می گردد. در واقع روستایی فانوس خود را از سقف آویزان می بیند.با برق نمی دانم چند آمپر مهتابی روشن نیست و تلویزیون خاموش . کمک حال روستایی شده اند زود بخوابد وزود بیدار شود تا شیر وپنیر صبحانه شهری دیر نرسد. باقی بقای عمر شما تا بعد.

لینک
۱۳۸٦/۱/۳ - الیاس پهلوان