ماه رجب   

حلول ماه رجب وتولد امام  باقر مبارک باد

یامن ارجوه لکل خیر و...
    روزهاوماههابی هیچ اجازه مادرگذرند.دراین گذارمارابه اندازه پیمایش خویش به فنانزدیکترمی می بینند.آیااین تغییرات رادرمااثری هست ؟درخویش نگریستم جزتغییرات موی و صورت هیچ نیافتم.
    دیشب وقتی عیال مربوطه جویای این می شدندکه فردااگرحالی بودازخوردن امساک کنیم هیچ نگفتم .صبح قبل هرکاری یادلبهای تشنه اباعبدالله کردم.امروزهم جوابی برای ایشان نداشتم ولی کم مونده بودبلند بلندفکرکنم . حالاتو این خلوتکده خویش می تونم بلندترازهمیشه فکرکنم.راستش محض ریا عرض می کنم مراتوفیری از عبادتهای وقت وبی وقت نبوده است.خیلی وقتهااگرنبودوظیفه شایدغفلت می کردم از واجبات مفروضه.چه رجبهاوشعبان و رمضانهاسپری کرده سربرآستانش ساییدم( به زعم خویش) .ولی همچنان سنگین وپروزن چسبیده برخاکم وهیچ پری نیافته ؛سبکی احساس نکرده ام .نگرانیم ازاین باب است که کارگری بی جیره ومواجب بوده باشم؛ورنه چه حاصل ازیارب یارب گفتن هاوقلم فرسایی های بی ارزش درابواب بیشماراجتماعی واقتصادی وزیست محیطی و...این همه گفتنهای درخلوت وجلوت گردرمن اثری نکرده چه انتظارکه بگویم آهای فلان وبهمان و ای هم نوع و همزادمن چرااین کرده آن نکردیدوچراباید این می بودیدولی آن بودید.واقعادرمانده ام که بعد ازاین چه بخواهم .چه برای خویش طلب نماییم که بی هیچ بهانه ونق ونوقی قادربه انجامش باشم.قطعایک جای کارم می لنگد.اگرمحل لنگش رابیابم نصف راه رارفته ؛نصفه دیگرراانگیزه یافتن خواهدآمد.این بلند فکرکردن اگرکوشی را آزرد؛برمن بخشوده ؛توسلی داشتیددعایم فرمایید.

لینک
۱۳۸٦/٤/٢٥ - الیاس پهلوان

   نشست رئیس جمهوربااقتصاددانان   

  بیماری هلندی

     هرموقع که پول نفت کشورازپاروبالارفت ؛روسای دولت ها گفتند بااین پولهاچه کنیم؟اولین بارامیر عباس هویدااین پرسش را مطرح کرده وگفته که آنقدرپول داریم که نمی دانیم بااین ها چکاربکنیم .ودرهمین رابطه درجای دیگر به این مضمون گفته بودندکه خارجیها کارمی کنندوماآقایی می کنیم ؛آنهاهرچه بفروشندمامی توانیم بخریم.درآن دوره مقداری ازاین پولهاراصرف واردات وبخشی را درکشورهای دیگرسرمایه گذاری کردند.
   دوره دوم دولت آقای خاتمی هم برخلاف دولت اولش که باکاهش درآمدهای نفتی مواجه بود؛با افزایش قیمت جهانی نفت مصادف ومطرح شد که باین پولها چه کنیم؟
    مسولین واقتصاددانهاازبیم ورودبیماری هلندی به اقتصادایران پیشنهادتاسیس صندوق ذخیره ارزی رادادند.این صندوق درزمان آقای خاتمی منتقدانی ازدوسوی موافق ومخالفین دولت وقت  داشت .مخالفین دولت برای جلب نظر مردم تقاضای صرف مبالغ جمع آوری شده برای معیشت ایشان راداشتندوبعضی موافقین دولت هم برای اینکه نظرمردم را نسبت به دولت مثبت کرده باشندخواستارخرج این پولهابودند.دولت آقای خاتمی غیر ازمواردی که مجلس هفتم تکلیف کرده بودبقیه ارزهای حاصل ازفروش نفت را درصندوق ارزی پس انداز کرد.
    دولت هشتم باخزانه ارزی قابل توجه جای خودرابه دولت نهم داد.دولت آقای احمدی نژادچون با شعارطرفداری ازقشرمستضعف روی کارآمده وقصد داشت این قشر ازدرآمدهای نفتی بهره مند سازددرابتدابه شکلهای مختلف ارزهای این صندوق رامصرف نمود.
   روشهاوپیامهای انبساطی دولت (هرچنددرعمل عده ای ازمردم اعمال بانکهاراانقباضی شده می دانند.)موجب شد تاتعدادی ازاقتصاددانان نسبت به عواقب ناشی ازاین برنامه هابه دولت هشداردهند. نامه اولیه این عده با برخورد خوبی روبرونبودولی نامه اخیر باعث شدتاریاست جمهورمحترم ضمن استقبال درجلسه مشترکی به بیان نظرات دولت پرداخته ورودرروبا نظرات اقتصاددانان آشناشود.
   پرسش مهم رئیس محترم جمهورتکرارسوالات همتایان قبلی بودکه: بااین  پولهاچه کنیم؟قطعا نسخه واحدی ازنظرات موافق ومخالف روشهای دولت درنخواهدآمدولی شنیدن حرفهای یکدیگراگر ازسر نیازوناچاری هم که باشدبرای کشورطبعات خوبی خواهدداشت .
  آیااین مباحث ادامه خواهدیافت؟
  آیااین موصوعات درحضوررسانه های جمعی ومنتقدان پیگیری خواهدشد؟
  آیاصندوق ذخیره ارزی خواهیم داشت؟
  آیاازسرایت بیماریهای جدیدبه اقتصادایران جلوگیری خواهدشد؟
  آیا...

لینک
۱۳۸٦/٤/٢٤ - الیاس پهلوان

   درو   

درویاجمع آوری محصول درگریوان
       در درون وبرون روستامعانی کلمات  رنگ محل  به خود می گیرند.اصطلاح دروکردن روش جمع آوری است که درروستاها بیشتربرای جمع آوری گندم وجو به کارمی رود.برای جمع آوری محصول باغات میوه درو استعمال نمی شودبلکه چیدن میوه را مناسب می دانند.دروکردن با سابقه طولانی  سختی ولذتهای منحصربه فردی دارد. زیبایی دراستعمال ،وسرایت به مشاغل دیگرباعث شده تا برای همه کس، چه آنها که حداقل سالی یک بار به روشهای پیشین ویا باوسایط وابزارهاروز،آنرا لمس می کنندویا آنان که اطلاعی ازچگونگی انجام آن ندارند،کلمه ای مانوس وآشناباشد.
   درفرهنگ عامه گاها استعمال می شود که فلان کاسب ویا فلان روحانی  به درورفته ،کنایه از آنست که اوبه دنبال محصول ودرآمدی رهسپارشده است.
   همه این مقدمه ازآن باب آمد تارهگشایی باشد ازبرای آنکه بگوییم درگریوان مردم مشغول درویند.دروی گندم وجو.دروی دیمزازهاروبه پایان بوده وگریوانیها  حال گندم وجوی آبی را درومی کنند.چه خوب بودبعد سالهادستی برداس ،خوشه ای چیده ودسته ای بسته بودیم.درو یابرداشت محصول اجتناب ناپذیر است .دهقان باد پاییزراتحمل تادانه ای بیافشاند،سرمای زمستان رابه انتظارتافصل سبزرویش سررسد .بهارراباعملیات داشت به پای کشته ایستاده تا آفتاب تمز ساقه های سبزراطلاسازد.واینک باید ازکشته ها پشته سازد.
     هرچند عملیات کاشت وداشت زحمت زیادی داشته ولی درواتفاقی است که درفصل گرماپیش آمده ودراندک فرصتی بایدبه پایان رسد.آنجاست که همه اعضای خانواده ازپیر وجوان ،زن ومردبه قدروسع وتوان خویش می دروند.این ضرب المثل درمشاغل دیگرهم پیش امده ولی دردروی سنتی محصول مصداق بیشترمی یابد:کودکی ازفرط خستگی به پدرگفت :می شودنشسته دروکنم .پدرگفت بمیر ودروکن.
لینک
۱۳۸٦/٤/٢۱ - الیاس پهلوان

   حيات وحش سالوک   

  جنگل ارس کنزو
     جنگلهای ارس کنزو درمنطقه سالوک؛ جایی که بارهاگریوانیهادراین منطقه ومناطق اطراف پلنگ وحیوانات وحشی رادیده اند.متاسفانه همین محل ازسالهای پیش چندپلنگ ازبین رفته است.

http://tinypic.com/62yz70i.jpg

لینک
۱۳۸٦/٤/۱٩ - الیاس پهلوان

   پلنگ   

ترحم برپلنگ تیزدندان...
    اینکه طبیعت حیوان درندگی است ساخته وپرداخته ذهن حیوان دوپاست .این حیوان همیشه ایام به کوتاه ترین راه برای تامین نیازخودفکرمی کرده وچون هنوزعقل کامل نیافته ؛برای رهایی ازگرسنگی ونجات ازمرگ به دیگرمخلوقات هجوم آورده وبادراندن چارپایان گوشت آنهاراخورده ؛پوستشان رامی پوشیده است.اینگونه شدکه دیگرحیوانات برای حفظ جان خودفراررابرقرارترجیح ویامجبور مقابله به مثل شده اند.این رویه وروال درزندگی طرفین ادامه یافته وبه نوعی هردوشرطی شده ؛یاباید ازهم فرارویا اینکه بریکدیگرغلبه یابند.این وضعیت درخصوص بعضی حیوانات بابرخی دیگربه مرورتغییریافته وبه زندگی مسالمت آمیز منجرشده وازهم انتفاع می برندولی درموردتعدادی دیگری این وحشیگریها ادامه دارد.
    اینکه می بینیم حیوان دوپا باچهارپای درازگوش ویاباگربه دریک جاومکان باهم زندگی می کنندولی باگورخروپلنگ درستیزندبرای چیست؟آیاغیرازاین است که دوتااول با انسان به تفاهم رسیده ولی درموردآن دوی دیگر؛هیچ یک سیطره دیگری را قبول نکرده اند؟
   فارغ ازاین واقعیت تلخ وبه ظاهرظنزبی اهمیت ؛بایدبرای صلح بین باقیمانده حیوانات وانسان کاری کرد.درقرنی که انسان مفتخر است  قله های رفیع علم ودانش رادرنوردیده وگل سرسبد مخلوقات عالم است ؛قابل پذیرش نیست که به محظ عبورویاتعرض حیوانی براو؛ندای وامظلوماسرداده وحیوان بی پناه رااززندگی ساقط کند.
   اگراخبارسراسری بعنوان یک واقعه ازحمله وزخمی شدن چندنفرتوسط پلنگ خبرمی دهدودل همنوعان بشربه دردمی اید؛آیاخبری وگزارشی اززبان پلنگ دریده شده واندک باقی مانده های پلنگان درموردوحشیگریهای انسان گزارشی داده است؟
   باتوجه به خوی وخصلت انسانهاقطعابیش ازاینهاحیوان ازجمله پلنگ بی دلیل ذبح می شوندکه نه تنهادل مردم عوام بلکه دل رئیس محیط زیست هیچ استانی به حال آنها نسوخته است.بارهادیده وشنیده شده که فلان کس اسلحه بدست ویا چوپان گله گرگ وپلنگی راکشته ؛جسد آنرا به دامدارویا اهالی روستاتحویل داده وجایزه (حداقل یک قوچ)گرفته است.ناخنهای پلنگ وپوست این حیوان وحیوانهای دیگرباافتخاروبعنوان شجاع درمنازل مردم نگهداری می شود.
    اگرمسولین حفاظت ازمحیط زیست وطرفداران حیات وحش برای جلوگیری ازفجایع اینچنین مصمم هستند؛آموزش وراهنمایی راازروستاهاشروع کنند.برای محیط بانان رسمی ومردم طرفدارطبیعت وحیات وحش جوایزی وحق الزحمه ای درنظر بگیرند.مردم رابه اهمیت وجودحیوانات وچگونگی رفتاروزندگی باایشان رابدانهابیاموزند.
لینک
۱۳۸٦/٤/۱٩ - الیاس پهلوان

   اتحادوانسجام ملی   

اختلافات دست ساز
     براین اعتقادم  ازکناربعضی مسائل خصوصا موضوعات اختلافی باید گذشت وهیچ نه گفت.چون بیان این مباحث براختلافات وسوءتفاهمات می افزاید.گذشته ازبرداشتهاوکارکردهای حکومتی واجتماعی درباب انسجام ملی ،دریک نگاه منتقدانه بایدگفت بااینکه قاطبه مردم بعنوان ایرانی درمحدوده جغرافیایی ایران وخارج ازآن باهم زندگی مسالمت آمیزی دارند،ولی نیروهای روشنفکر درهرقومی دربرهه های مختلف تحرکاتی داشته اند که برخلاف جریان عمومی جامعه بوده است.البته ممکن هریک توجیهات زمان پسندی هم داشته اند.اما چون اصالت نداشته اندپایداری خود را حفظ نکرده اند.این ایراد،خاص یک یاچندقوم وملیت ایرانی نیست .حتی نظامهای حاکم نیزخواسته وناخواسته خلاف جهت عمومی وانسجام ملی حرکت می کرده اند.بااینکه رفتارهای موجوددردستگاههای دولتی به زبان وقومیت خاصی مربوط نیست ولی اختصاص بعضی امتیازات ویژه به اتحادوانسجام ملی خدشه واردمی کند.ازتفاوت حقوق کارمندان دستگاههای مختلف گرفته تاچگونگی توزیع پستهامی توانندشکافی درجامعه ایجادکرده وطبقات اجتماعی نامتوازنی راایجادنمایند.
    غرض ازبیان این موضوع اشاره به الفاظی است که بین اقوام ترک وکردوفارس و...ویابه قول بعضی هاترک زبانان وفارس زبانان و...نه درجامعه که بیشتردررسانه های مکتوب به چشم می خورد.ازآنجایی که بنده به تمام ایرانیان وحتی انسانیت بعنوان مخلوقات الهی عشق می ورزم ابا دارم ازتاییدیارد هریک، وفکرمی کنم بیان این اختلافات دست سازجزسرگرمی بعضی چیزدیگری نیست.به این اشعاری که درادامه  مطلب خواهید دیدتوجه فرمایید.آیااین مضامین جزذوق وقریه  گویندگان بیان کننده واقعیتی هست؟این شعرگونه هاحتی فاقد آن زیباییهای اشعار استادشهریاراست  که درجواب تهرانیها می گفت : الی ای تهرانیها انصاف می دارکه تو...یامن .
ادامه :

بزرگان عالم همه ترك بودند

شنيـــدم بـه تركيــه ميگفت تـــركـي        كــــه تركنــد يكسر بزرگـان عالــم

چه جالوت و طاعوت و موسي ابن عمران        چه سقــراط و بقراط و عيسي ابن مريم

چه داوود و هــود آن رســول گــرامي       چـه يعقوب و نــوح آن نبــيّ مكــرّم

چه زرتشت و مـاني چه بودا چه گانـدي         چه سلمـــان و بـوذر چه مقداد و ميثم

چـه سنگين دل افراسيــاب و چه پيـران          چه روئين تـن اسفنديــار و چـه رستم

چه بــو نصــر و بيـروني و ابـن سينــا             چه خيّــام و رازي چه حلاج  و حاتـم

چه حسان و چه حافظ چه سحبان و حافظ          چه فضـل ابن يحيي چه يحيي ابن آثـم

چـه شمس و نظــامي چه ملّاي رومــي        چـه فـــردوسـي آن استـــاد مسلّــم

چه كانت و دكارت آن دو درياي حكمت           چه پادلــو و پاستــور دو علم مجسّـم

چه آن فخـــر تاريخ آتــا تـورك نامي             چه بيسمارك آن مــامور صــدراعظـم

چه جرجيس و چرچيل و لقمــان دانــا            چه شمس و چه لقمان چه ابراهيم ادهـم

ز دارويـن و گـاليلـــه و هشتـــرودي             ز جمشيـد جم تـــا به جمشيد اعلــم

بپـــرسيــد رنـــدي كـه راًي گـرامي         از اين ديـدگـــه چيست دربــاب آدم

بگفت ايـن حقيقت چـو روزست روشن           كه بـــود اول او تـرك بعداً شــد آدم

دکتر باستاني پاريزي

جواب ترك اوغلو به باستاني پاريزي

بســـا از بزرگـــان اهـل قلــم            سـرايند شعر و غزل بيش و كـم

چنــان خودپسندند و پر مدّعـــا        كنند ادّعـــاي خـدائـي بمـــا

نمي‌خواستـم مــو شكافي كنــم       خطـاي كسي را تــلافي كنــم

ولي صحبت اينجـا ز حيثيت است       طرفداري از حق يك ملّت است

از آن خودپسندان بــراي شمــــا       شناسانم اكنــون شويد آشنـــا

يكــي باستــاني پاريــزي است         كه او دكتـر سِرتِق و هيزي است

نويسد كه آدم ازل تــرك بـــود           سپس گشت آدم رســالت نمود

شــده تــرك آدم بقـول شمـــا          شما كـــي شويد آدمي دكتـرا

(زدي ضربتم ضربتي نــوش كن)       جوابي كه دارم تــرا گوش كن

بعيد است از چون تو دكتــر بسي     اهـــانت كند بـــر زبان كسي

همه اهل منطق بر ايـن باور است    كليد زبـان در دهان مـادر است

اگـــر بي پدر مـادري هم بـدان         كه مادر گرامي است در هر زبان

نــدانم ز تــركان چه بد ديده‌اي         كز ايشان چنين سخت رنجيده‌اي

بَدي ديــده‌اي گر ز افراسيــاب          سكندر سـرت كاخ كرده خراب

لبت را تموچين اگــر دوختـــه           عـــرب هم كتاب تـرا سوخته

بخــاكت بسي دشمنان تــاختند      چه از كشتــه‌ها پشته‌ها ساختند

كجا بودي آنگاه اي ضـــد ترك           نهان گشته بودي مگر زير كرك

خودت كرده‌اي عمـر بيهوده صرف      چو كبكي فرو برده سر زير برف

ز پشت خـودت گشتــه‌اي بي خبر    نفهميده‌اي دارد آنجــا خطـــر

دگــر بيش از اين طعنه بر مـا مزن     كه هــرگز نبودي بفكــر وطـن

چـــرا هست بر مـــا زبانت دراز         نگه كــن بتاريخ بـا چشـم بـاز

ز بدبختي خويش عبــرت بگيـــر       ز مردان كمي درس غيـرت بگير

رقيبت روان گشتــه آنسوي مـــاه     تو هم مانده‌اي تاكنون قعـر چـاه

چـو سگها كم از دورها پارس كن      سخنراني از ترك و از فارس كن

ز نفرت دل خويش را پـــاك كن         نشد پاك اگر بر سرت خاك كن

دگر مُرد هيتلر بـدان ضرب شست    غــرور نــژاد آفـرينان شكست

همه مردمــان هست با همدگـــر       برادر ز يك مــادر و يك پــدر

بيــا اين يكي پنـد را گوش كـن         نفـاق افكني را فرامــوش كـن

تـو گفتي كـــه پور پشنگيم مــا        كه اين افتخــار است بر تركهـا

كه هرگـز نكشتند ايـــن تركهــا         چو رستم به نيرنگ فرزنـــد را

يقين شــاه كاووس هم ترك بـود       شمــا را بدانگونه رســوا نمود

بعالــم كن اكنون چنــان وانمود        اهوراي مزدات هم فــارس بود

بــده شمسِ تبريــز مـا را بمــا          ابوالقـــاسم فـارس مال شمــا

نــــدارد كسي از شمــا انتظـار         كه از حرفهايت شوي شرمســار

لب شعر اينجا دگــر بستني است    (سكوت ارچه سرشار از گفتني است)

حمید ترک اوغلو

در مظهر تورک ادب نگهدار

ای هرزه گیاه باغ ایران                 ای روبه سرزمین شیران

بازی  ننمای  با  دم  شیر               هرچند به دست اوست زنجیر

توهین ننمای به قوم و کیشم              کز هرجهتی من از تو بیشم

در مظهر تورک ادب نگهدار              سر خم کن و حرمتش نگه دار

ما با ادبیم با ادب باش                از بی ادبی گزیده لب باش

 


لینک
۱۳۸٦/٤/۱۸ - الیاس پهلوان

   خودنظارتی یا...   

       ازقبل حرف وحدیثهای درباب اینکه دستگاههای دولتی ...به مناطق تفریحی واردوعرصه را برخانواده ها وجوانان تنگ می کنند. درنگاه اول هم وقتی واردارتکندشدم درورودی وتابلوهای نصب شده چنین وضعی را تداعی می کرد.سیربیشتر درمحل ودیدن برنامه اخذوجه ودادن کیسه زباله وبرگرداندن وجه درقبال تحویل زباله های تولیدشده نشان ازتفاوت وضع این محل توریستی با نقاط دیگربود.
  مقایسه دومحلی که دریکی نظارت هست ودردیگری نیست ؛مارامجبوربه پذیرش دوحالت می کند:نظارت دیگران(دولتی) برما یا خود نظارتی.کدام بهتراست ؟آیایکی نافی دیگریست؟آیا هردومی توانندمکمل هم باشند؟درهرصورت نظارت دستگاههابرای آموزش وهمیاری خوب است ولی دخالتهای قیم واردردرازمدت اثرات سوءخواهدداشت.

لینک
۱۳۸٦/٤/۱۸ - الیاس پهلوان

   رکوديادداشتها   

مدتی است خواسته وناخواسته وضعیتی برایم پیش می آید که اگر دربخشهای زندگی نمودی ازآن نباشد؛دریادداشتهای وبلاگ نویسی رکودقابل ملاحظه ای بوجود آورده است .درخیلی ازماههای گذشته تقریبا هرروزیک مطلب پست می کردم ولی قریب یک ماهی است نوشته هابتعدادهفته هاهم نمی رسند.بااینکه می شدحرفهای دل را درخصوص موضوعات زیادی از سفرهای کوتاه تفریحی ؛نگاهی به روزی برای زن ومادر؛امتحانات پایان ترم دانشجویان؛طوفان های جدیددرمناطق خشک وگرمی هوا؛نظرات موافق ومخالف درمورد سهمیه بندی بنزین وحواشی کارتهای هوشمند؛برنامه های تخریب محیط زیست ؛و...نوشت ولی چه فایده نه حس نوشتن بودونه فرصت تمرکز برای یافتن نانوشته ها.
    بانگاهی دوباره به گذشته دوپینگی برای آینده خواهیم ؛تانیروی ضایع شده رابازیابیم.
لینک
۱۳۸٦/٤/۱٧ - الیاس پهلوان

   دوستان واقعی درفضای مجازی   

هردم ازاین باغ بری می رسدتازه ترازتازه تری می رسد.
        این پیشنهادایران بلاگ راهم قبول کرده ودراین فضاگریوان راآزمودیم .شاید تنوع فضاهاضمن اینکه یکه شناسی و وابستگی ماراکم کرده ودرمواقع اضطراری مثل میهن بلاگ که اطلاعات قریب یکساله مان راپروندازاضطراب واسترسمان بکاهد.ازآنجایی که هدف اصلی مانگاشتن دلمشغولیهای خویش ومعرفی گریوان است؛فرقی نمی کندهرکه دست مارابگیرد دست مریزادخواهیم گفت.باورودبه این بخش ازفضای مجازی؛ دوستان واقعی دیگری خواهیم یافت؛بدون اینکه دوستان باارزش قبلی راازدست بدهیم.
لینک
۱۳۸٦/٤/۱٤ - الیاس پهلوان

   زيباييهای طبيعت -ارتکند   

جلوه های زیبایی ازارتکند

TinyPic image

لینک
۱۳۸٦/٤/۱۳ - الیاس پهلوان

   دوباره باگریوان درمیهن بلاگ   

پس ازدوهفته جستجووتلاش مدیریت میهن بلاگ چگونگی دسترسی به وبلاگ رااعلام کردوتونستم  گریوانhttp://gerivan.mihanblog.com/ رادراین سایت بازکنم.اشکالات سایتهای ارائه دهنده را پیش بینی می کردم ُبرای همین هم ازقبل مطالبم رادرسه سایت باعنوان گریوان کپی می کردم.حال سعی خواهم کردپست های قبلی رادرمیهن بلاگ هم بگذارم .به صورت باازدست دادن نظرات وتعدادمراجعین امکان دیدن گریوان درمیهن بلاگ برایم میسر شده ؛انشاءالله که بقیه دوستان هم بتونن مراجعه کردم ازلطفشان مارابی بهره نگذارند.
لینک
۱۳۸٦/٤/۱۱ - الیاس پهلوان

   زبان ولهجه های خراسان شمالی   

منشاءکلمات ترکی
       استان خراسان شمالی ازاستانهایی است که زبان ولهجه هازیادی درآن متداول است.مردم این خطه باپراکنش متفاوت باگویشهای :ترکی ؛فارسی ؛تاتی؛بلوچی؛کردی کرمانجی؛ترکمنی؛فارسی دری؛و...سالیان سال باهم ارتباط داشته ودارند.شبیه این تفاوت گفتاری ؛تفاوتهایی درمذهب وفرهنگ اهالی نیزدیده می شود.فارغ ازبعضی رفتارهای اختلاف انگیزبامنشاءاستعماری ؛مردم این ناحیه ازایران ؛بدون توجه به زبان ُ مذهب وفرهنگ درتعامل بایکدیگربوده ؛دردادوستدها وحتی ازدواج؛اقوام مختلف مشکلی وجود ندارد. باهمه اینها ازسالهاپیش خطرانقراض بعضی گویشهااحساس می شده است.پدرم درباب این خطرمی گفتند:غیرازدولت که مروج تنها زبان رسمی کشوراست ؛مردم هم به این مشکل دامن می زنند.آنهادرخانواده بافرزندان خودحاضرنیستندبه زبان مادری صحبت کنند.
      دیدن تحقیق خوبی دریک وبلاگ (ترکهای خوراسان) مروج زبان وفرهنگ ترکی وخاطره گفته های پدر؛ موجب شدکه دست به نگارش این پست بزنم ؛بدون اینکه قصدتبلیغ یکی ویاتخریب دیگری را مدنظرداشته باشم ؛این واقعیت تلخ آذارم می داده که چراعده ای ازمردم بجنوردوروستاهایی مثل گریوان به بهانه اینکه بچه هایشان درصورت تسلط برزبان ترکی درمدرسه مشکل خواهندداشت ؛ازابتدابه زبان فارسی باآنهاگفتگومی کنند.پرواضح است که درطول عمر؛مردم این مناطق به هردوزبان مسلط شده ؛تکلم خواهندکردولی یک موضوع روانی پشت این قضیه است وآن ازدست دادن اعتمادبه نفس وخودباختگی دربرابرفرهنگهای دیگراست.حال تصوربفرماییدهمه یااکثرخرده فرهنگهای جامعه ؛گذشته خودرافراموش کرده ؛مغلوب فرهنگهای دیگرشوند؛چه پدیدارخواهدشد؟آیاازفرهنگ ایرانی که شامل فرهنگ اقوام مختلف فارس ؛ترک؛کرد؛بلوچ و...است چیزی باقی می ماند؟درواقع آنان که بادمی کارندطوفان دروخواهندکرد.بااین وصف توصیه ای هم به دوستان ترک وکردوفارس و...می کنیم :برای حفظ فرهنگ خودی نیازی  تاختن به دیگرفرهنگهانیست .
لینک
۱۳۸٦/٤/۱٠ - الیاس پهلوان

   ارتکند   

دیوانه بگریز که جوان آمد
      فرصتی فراهم شدتادیروزبه یک اردوی تفریحی- ورزشی به منطقه ارتکند(اورته کند)کلات نادری برویم.جاده فرعی ارتکند درکیلومتر۵۰ جاده کلات وبافاصله ۱۰۰ کیلومتراز مشهدبه سمت غرب جدامی شود.هرچندفاصله راه فرعی، ۲۰ کیلومتررانشان می دهدولی عدم آسفالت بیش ازنیمی ازاین مسافت، باعث شده تامدت رسیدن به این منطقه زیبا افزایش یافته ومسافران راخسته وباسرووضع خاکی به رودخانه پرآب ارتکندبرساند.خاکی بودن راه غیر ازنشاندن غباربرشاخسارهای گردکان وسردرختیهای دوسوی راه،گردمانورخودروهای رنگ وارنگ شهریان رابرچهره مردمان صبورروستاهای سررود و ارتکندمی نشاند.باعبورازمیان دره وباغات میوه ،درختان کهن که به یمن آب سرازیر شده ازآبشارارتکندباارتفاعات طرفین راه دررقابتند، شادابی خودرابه رخ بینندگان می کشند.
     یک شباهتهایی بین این دره و دره های زیبای قره سو،اخلمدودرگز وجوددارد.درنگاه اول خیلی ازآثارطبیعی موجودتداعی کننده نقاطی اینچنین است که ذهن ازقبل ،دربایگانی خودسیوکرده دارد.شباهتهایی مانندسرازیری آب ازسمت جنوب به شمال،وسعت کم دره ها،گردوبعنوان غالب درختان موجود،زبان ترکی اهالی این دره ها،وجوددرختچه ودرختان جنگلی مثل زرشک دانه داروبعضا ارس های رهیده ازتنشهای کم سوختی اوایل انقلاب،و...
        علی رغم این شباهتهای به ظاهردرنگاه ما،زیباییهای خاص ارتکند،مسافران رامذوب خودساخته ،بی اختیاردرمیان رودخانه ای پرآب وسردباسنگهای ریزودرشت افتان وخیزان گام برمی دارندتابه نقطه نهایی که آبشارمحصوردرغاری است ، برسانند.زیرآبشارودرون غاردختروپسرانی بالباس وبی لباس سرزیرآبهای خنک پرتاب شده ازبالامی برند.این خنکی وخیسی آب درشرایطی غیر ازاین ،هرخردوکلان رامی تواندروزهایاهفته هابه بسترزکامی وآنفولانزای این وری یاآونوری مبتلا کند.امااینجاهمه شادمان بی توجه به عواقب آن می روندتادمی خوش باشند.ومن دراین هیروبیر،بی اختیاریادگفته ای از پدرم افتادم که دراین مواقع می گفت: دیوانه بگریزکه جوان آمد.
لینک
۱۳۸٦/٤/٩ - الیاس پهلوان

   بنزين   

سهمیه بندی بنزین
     بالاخره بنزین سهمیه بندی شد.اگراین عمل راسنت شکنی وتغییروضع موجودبدانیم که به نوعی تغییر وتحول محسوب می شود؛ بایدگفت قبول این دگرگونی بیش ازتغییرات دیگردشواراست .دشوارنه ازاین جهت که توجیه علمی وقانونی نیازداشته باشدبلکه ازآن سبب که با خواست شخصی واقتصادخانواده هادرتقابل است ؛می تواندمشکل سازشود.دولت هم که نشان داده باخواستهای عمومی درمصرف درآمدهای نفتی همسویی می کند؛دراین فقره مشکل آنقدرحادوشکننده شده که علی رغم میل باطنی تن به اجرای چنین پروژه ای داده است.به هرروی عواقب اجرای برنامه سمیه بندی واحتمالا عرضه بنزین مازاد؛براساس قیمت تمام شده ؛ کمتراز آن است که سالهابنزین تولیدی ووارداتی به بهای کمترازبهای آب مصرفی بفروش رسیده ؛عواقب زیست محیطی واقتصادی جبران ناپذیری را برای مردم ببارآورده است.بایداقتصاددانان ومسولین موضوع رابابیان درست به اطلاع عموم برسانندتامردم ازآن حمایت کرده وبه شکست نرسانند.
      درواقع برای مردم هم مرگ یک بارشیون یکبار.سوبسیدهای موجودفساداداری واجتماعی زیادی راببارمی آوردودرثانی همیشه دولت مشکلات خودرامنتسب به یارانه هاکرده وبرمردم منت می گذارد.باقطع یارانه هابهانه ازدست مسولین خارج وهرکس نان ازعمل خویش خورد.
لینک
۱۳۸٦/٤/٧ - الیاس پهلوان

   جاويد ماجاويدشد   

هرگزم یادتوازنقش دل وجان نرود

خانواده محترم جاوید   

درگذشت همکارعزیزمان شادروان

اسحاق جاوید

،پس از ماههاتحمل رنج بیماری ، موجب تاثر وتالم عمیق گردید. ضایعه فقدان آن زنده یادرا به شما وفامیل وابسته صمیمانه تسلیت وتعزیت عرض نموده ،ازخداوندسبحان برای روح پرفتوح آن فقید سعید غفران ورضوان وبرای بازماندگان شریف ،صبروشکیبایی مسئلت می نمائیم.
درفراغش می سوزیم ولی یادش همیشه درقلبمان جاویداست.

دوستان وهمکاران آن مرحوم

 

لینک
۱۳۸٦/٤/٥ - الیاس پهلوان

   قله سالوک ازنمای دورونزديک   

TinyPic image
لینک
۱۳۸٦/٤/٤ - الیاس پهلوان

   سالوک؛ صعوددوباره   

عذرچندروزدوری
     چندروزرفت وبرگشت از سالوک ؛قطع اینترنت ؛مشکلات میهن بلاگ ومشغله های اداری وچندروز فراغت ؛باعث شدتایادداشت های تقریبا روزانه ازهم گسسته ؛به پست های هفته ای تبدیل شود.رشته سخن پاره شده وتایافتن سرآن فرصتی باید. به هرروی برای دل خودواحترام به دوستان ؛گرعمری باشدآشفته گوییهاراازنقطه ای آغازخواهیم کردتابخشی ازآب رفته به جوی بازگردد.
     عجالتااینکه دوبارصعودبه سالوک ودیدن تصاویرارتفات مشرف برگریوان ودامنه های جنوبی سالوک همچنان ذهن را به سمت یادداشت هایی درباره دره ها وچشمه های این مناطق زیبا معطوف داشته است.اگردرروزهای آتی ادریس آقاهم فضای گریوان دات آی آر را دراختیارمان قراردهدبوفورعکسهاخواهیم داشت ازگریوان وسالوک وبجنوردو...
   برای قبول عذر این زیبا مناظر تقدیم شما:
دراه سالوک :سیاه خانه به سمت تلوستان
لینک
۱۳۸٦/٤/٤ - الیاس پهلوان