عذرتاخیر   

نوشتن را مشکلاتی است

      باوجود سوژه های زیاد ، بعضی مواقع شوق نوشتن آنقدرکم می شود که اولویت بندی موضوعات مد نظر دردسر سازشده وبروزکردن وبلاگ را با تاخیر غیر قابل قبولی مواجه می سازد.مسائل سیاسی ،اجتماعی واقتصادی  فراوانی درمحیط های کوچک وبزرگ ما درجریان است که هرکدام می توانند ، پستهای زیادی ازوبلاگ را اشغال نمایند، اما به جهت برداشتهای متفاوت وبعضا متضاد دریک دوره از زمان ، پرداختن به آنها را اگرنگوئیم بی فایده ، حداقل درآینده ای نه چندان دور ازحیض انتفاع ساقط می کند. درشرایط فعلی خیلی ازمسائل باخودسانسوری ویا با حداکثر محافظه کاری نوشته می شوند ،پس  همان  بهتر که با اینگونه موضوعات وقت خود ودیگران را ضایع نکنیم. دراین دوره ی محافظه کار ، ضمن این که پرداختن به مسائل طبیعت وزیست محیطی با رویه ی محافظه کاری سازگاراست ، کاری زیربنائی واصولی (اصولگرائی) است.براین مبنا وبرداشت است که این وجه ازوجوه مورد پذیرش ، درفصول پرآفتاب تقویت شده وازمناظر بسیار، به انعکاس زیبائیهای طبیعت پرداخته می شود.باهمه ی علاقه ی به طبیعت وسیر درآن، برای جلوگیری از ایجادشائبه ی صرفا زیست محیطی بودن وبلاگ ، بازدیدهای جمعی وفردی ، بعد رئین وآلاداغ را منعکس نشد.این درشرایطی است که کلی عکس ویادداشت درمورد وضعیت جدید سالوک ، طبیعت روستاهای گاه وبقمج ، کلات نادر و...تهیه شده بود تا اززوایای مختلف زندگی مردم روستاها وطبیعت مناطق مورد ارزیابی قرارگیرد.به هر روی مشکلاتی است نوشتن را . بقول معروف ننوشتن را یک درد ونوشتن را هزاران. ننوشتن را یک توجیه کافی است ولی نوشتن را هزاردلیل وتوضیح ناکافی پس : نوشتن را تعطیل ویا نوشته ای درحد ارضای دل نویسنده.

 

لینک
۱۳۸٧/٤/٢٧ - الیاس پهلوان

   دیمزارهای رئین   

آرزوی پایداری آلاداغ
    پارادایم مسائل زیست محیطی وکشاورزی همیشه ازموضوعات نگران کننده ام بوده است.درجای دیگر هم نوشتم که یک روزی به عنوان امید وآرزو فکرمی کردم که با تلاشهای سبز خواهیم توانست خیلی ازمناطق خشک کشوررا اگرنه مثل شمال ایران حداقل مانند خیلی ازجاهای خراسان شمالی (مثل گریوان) به مناطقی سرسبز بادرختان مثمر وغیر مثمر تبدیل کنیم.ازطرف دیگر کشاورزی عقب مانده وهدرده منابع  و وضعیت نابسامان وفقیر روستائیان ندا می دادکه باید با پیشرفت دراین بخش ضمن حفاظت ازآب وخاک  ، به اقتصادخانوارهای روستائی کمک کردوبه خودکفائی ویا به مزیتهای نسبی موجود دراین بخش نائل آمد.
  با نگاهی به گذشته وبدون اینکه اجازه دهیم یاس وناامیدی برماغلبه کند ، منصفانه می توان گفت ، آرمانگرائی بی عمل ویا اعمال بی برنامه ،خیالی خام بوده است.نه تنها فعالیتهایمان سبزنشد بلکه سبزیهایمان روزبه روزپلاسیده شدند.خواهیم گفت عوامل زیادی دخیل بوده اند،ولی درهرصورت ما با فعالیتهای اندک خودوبا صرف هزینه ، دربخشهایی وجاهائی فعالیتی کردیم ودرختی وسبزه وبوته ای کاشتیم ولی بیش ازآنرا که کشتیم وبیش آنکه بی هیچ هزینه ازمواهب الهی دراختیار داشتیم ، ازدست دادیم.
  نمی دانم سالها پیش ، آنزمانی که مردم شهرودولتیان را به به جاهائی مثل رئین دسترسی نبود ووسایلی مانند تراکتور به روستاها سرازیر نشده بود ،مردم چگونه ارتزاق می کردند ،چه میزان زمین می کاشتند ، چه تعداد دام داشتند، و... چند وچه پوشش گیاهی وجانوری درآنجا بوده است.
این مقدمه ای بود براینکه وضعیت دیم ودیم کاری دررئین را ازمشاهدات اندکم بیان دارم ولی یاد فحوای سخن آن دوجوان دامداروکشاورزدردل کوه افتادم که دراستقبال ازما بیان می داشت اینجا راحت باشید، جائی است که ما می توانیم هرچه خواستیم استعمال کنیم وهرزمینی را کاشته وهرمرتعی را بچرانیم ازجنگلبانی و...خبری نیست .شایدبه این آسانی که اوبیان می دارد نباشد ولی نیازروزمره وتنگناهای روزگارمانع ازآن است که آن  جوان ویا حتی بزرگترها به تغییرات نزولات جوی وکاهش محصول دردیمزارها ویا به ازبین رفتن مراتع وجنگلهای اطرافشان توجهی بنمایند.ازبین رفتن پوشش گیاهی وکاهش آب چشمه سارهایشان به مرورزمان بوده وکمتر مورد توجهشان بوده ولی تکرگ اوایل خردادرا واشک دهقانان دیمه کاررابه خوبی به یادداشته وبرساقه های بی خوشه ی گندم ونی های بی برگ وبل یونجه های برازانلو قصه می خورند.
     
 اگر نبود برخی گسترشهای بی رویه وتصرفات اراضی شیبدارچه دردیدمنابع طبیعی وعنوان مستثنیات ویا خلاف آن می توان گفت بهترین زمینهای دیم را روستای رئین داشته ومردم آن به روشی تقریبا مناسب از آنها بهره برداری می کنند.غیر ازدیمزارهای پراکنده ، دوآیش بزرگ دیمکاری دارندکه یک آیش درباش رئین وبرازانلو واقع وآیش دیگر در...که برای سال آینده شیار وآماده کرده بودند.یونجه ی دیم درهردوآیش مرسوم بوده ودرسال دوچین برداشت می شود.
   
  اگر با آینده نگری ودریک برنامه ی حساب شده ،کشت وکاردراراضی مسطح ومناسب دیم  ادامه وازکشت زمینهای شیبداراجتناب و ازمراتع آنجا نیز بموقع استفاده شود امید می رود که سالهای سال این منطقه مورد استفاده ی اهالی قرارگیرد وگرنه سرنوشتی همچون مراتع ودیمزارهای دیگرروستاها در انتظار آلاداغ است.
   
   

لینک
۱۳۸٧/٤/۱٢ - الیاس پهلوان

   بجنوردیها   

شیندخت
  سایتها و وبلاگهای زیادی  با ارائه مطالب مختلف سعی درشناسائی هویتی از زادگاه ومحل سکونت خویش دارند. مدیر محترم سایت http://shindokht.com/  علی رغم اینکه  درسمنان تشریف دارند ، بیشتر موضوعاتشات درارتباط با بجنورد بوده ویا بخشی از نوشته هایشان رنگ وبوی بجنوردی به خود می گیرند.درمدت قریب سه سالی که با سایت ایشان آشنا شده ام ،معرفی افراد بجنوردی ،عکسها وگزارشهای خوبی را درقالب خاطره وبازدید از بجنورد داشته اند که مورد استنادبرخی وبلاگها قرارگرفته است. بااینکه به ظاهر ازبجنورد دورافتاده اندولی خیلی خوب وضعیت اجتماعی وفرهنگ شهررا ترسیم می کنند.چاپ شعرهای ترکی شاعران منطقه ویادداشتهای روزانه ی ایشان ازعلاقه مندیهای من است.آخرین یادداشت خانم انصاری
(http://www.shindokht.com/blog/2008/06/post_185.html ) خطاب به دوستشان گرچه در قالب یک نامه وگلایه ی دوستانه ودرد دل خانوادگی بوده ولی بدورازتعارفهای مرسوم وبه قصد اصلاح می توان گفت،اینگونه رفتارها به فرهنگ بجنورد وبعضی نقاط دیگر ایران تبدیل شده است.
 یادداشتهای خانم شراره انصاری بااینکه بیشتر حرف دلشان بوده وساده وروان نگارش می شوند ولی بی بهره ازسیاست ،جامعه شناسی، ادبیات و...نیست .برای ایشان آرزوی سلامتی وموفقیت داشته وامید آنکه به قصد تاثیر وصله رحم  همشهریان خودرا بی نصیب از حضور نگذارند.

لینک
۱۳۸٧/٤/۳ - الیاس پهلوان