دروغ   

روش جدید بیان شرعیات
" ازآنجائی که دروغ روزه را باطل می کند ، کلیه سخنرانیها ومصاحبه های مسولین به بعد از عید فطر موکول شد."
   این پیامک ضمن اینکه بیان طنز گونه ی یک معضل بزرگ اجتماعی است ، می تواند روشی جدید برای بسط مسئله ی شرعی باشد. البته می شد سازنده ویا فرستنده ی پیام کوتاه بگوید که تمام سخنرانی ها ومصاحبه ها ، بعد ازافطار انجام می شود.چون یک ماه ویا حتی یک دهه ازماه مبارک حرف نزدن موجب ضرر وزیانهای سیاسی واقتصادی و انتخاباتی و... خواهد شد که جبران آن ، وقت وهزینه ی زیادی را از بیت المال صرف خواهد کرد که کم از پیامد وآثار گناه کبیره ی دروغ گفتن نیست . ودرثانی تقصیر گوینده وشنونده ی بیانات ناراست دستگاههای دیداری وشنیداری و... چیست که عادت کرده به اینگونه روشهای صحبت کردن . از قرار معلوم وباتوجه به کتیبه ی مرحوم کوروش بزرگ دروغ درزمان ایشان هم رواج داشته که ای خود ودیگران را از آن برحذر داشته و بصورت مکتوب شفارش فرموده اند . ولذا ترک عادت موجب مرض است وعلاج مرض نیز ، هزینه بربوده واقتصادی نیست که به یک باره همچون یارانه ی دیگر کالاها ، قطع شده وجامعه مصرفی مارا ازاین کالای اساسی هم محروم بدارند.فلذاست که می بینیم مسائل اجتماعی مانندحلقه های زنجیر به هم متصل بوده وخلل درهر یک از آنها موجب گسستی به قد وقواره ی ،عمق شکاف طبقاتی موجود در جامعه گردیده و به مانند فضا و اجتماعی که گفتن دروغ در آن باعث اختلال درنظم می شود ، نه گفتن دروغ برای ماهم اشکالات زیادی پدید می آورد .ما نسل اندرنسل ، سینه به سینه ازاین حرفها زده ایم ، اگر دروغ هم باشد امر برما مشتبه شده ومی پنداریم که خیر وصلاح ما درهمین گونه رفتار وکردار است وغیر ازآن به زیان خواهیم افتاد.
    مگر اینکه ندائی دگر رسیده وبه برکت روزه های این دهه ونیایشها ی این شبهای بابرکت توجهی عمیق به وقایع زمان مولا علی (ع) داشته باشیم . چه شد که عابدترین وزاهدترین آدمهای زمانه کمرهمت به قتل مجسمه ی عدل وزهد بستند؟چگونه است که آدمی را حتی تکرار عبادات و اذکار هم نمی تواند ازچنین عمل زشت وگناه کبیره ای بازدارد؟
     شاید شبی از شبهای قدر ، تقدیر آن قرار گیرد که سرنوشت از سر نوشته ، همه با هم ومطلع از مقاصد یکدیگر از مصرف این محصول شیطانی دست کشیده وبا تاسی به روایات واحادیث وارده درمذمت دروغ یکباره ویا شده حتی به مرور ازآن دست بکشیم . باشد تا دردنیا وآخرت رستگارگردیم.
پیامبر (ص):
ـ دروغگو، دروغ نمی‌گوید مگر به سبب حقارتی که در نفس خود دارد.
ـ از دروغگویی بپرهیزید، زیرا دروغگویی باعث روسیاهی است.
ـ از دروغگویی بپرهیزید، در موردی که گمان میکنید نجات شما در دروغ گفتن است، بدانید که اشتباه کرده‌اید و هلاک شما در دروغ است.
ـ از پیامبر پرسیدند: ممکن است مومن ترسو باشد؟ فرمود: بلی. ممکن است بخیل باشد؟ فرمود: بلی. ممکن است کذاب باشد؟ فرمود: نه.
امام علی (ع):
- دروغ زیاد موجب فساد دین و بزرگى گناه مى‏شود .
ـ هیچ عمل قبیحی به قبح دروغگویی نیست.
- بزرگ‏ترین گناه در نزد خدا زبان دروغگو است . - هیچ بنده‏اى طعم و مزه ایمان را نمى‏چشد مگر آنکه دروغ را چه شوخى چه جدّى ترک کند.
امام باقر (ع):
ـ کم‌نصیب‌ترین فرد از سجایای مردانگی و فضایل انسانی، دروغگویان هستند.

لینک
۱۳۸٧/٦/۳۱ - الیاس پهلوان

   شادی فرصتی برای توسعه   

تولد امام حسن مجتبی (ع) مبارک باد

      شب تولد امام حسن (ع) تو دوره های ما هم برجسته تر شده است. به رسم چندین سال دوستان همکار سی شب را درمنازل یکدیگر دوره ی قرائت قرآن داریم .این شب مبارک را ازچند سال قبل همکارخوبمان حاج آقای منوچهری رزو دارندکه البته امسال برنامه به امشب محول شده است .برا امشب نمی دانم چه برنامه ای تدارک دیده اند  ولی اگر به سیاق سالهای پیش باشد ، بعد قرائت یک جزء ( ۱۶) قرآن کریم ، پذیرائی خواهیم داشت  اندکی متفاوت از شبهای دیگر وجشن مختصری ،  که باید آقای سپهری سنتوری بنوازد وجای خالی مرحوم حسین شجاعی راهنرمندانی دیگر پرکنند و همچون او دکلمه وآوازی ومدحی بسرایند .از آغاز این برنامه تا امروز  نسلی تغییر وضعیت داده وبه عنوان جوان امروزی کمتر دراین برنامه شرکت می کند ولی پدران و ته تغاریهایشان  هنوزگرما بخش محفل کوچک ما دراین شب و شبهادیگرند.تولد بهانه ی خوبی است که بعد از یک روز روزه داری وعبادت ،حتا متشرعین هم دستی به دستی بسایند ودرذکر اذکارغیر معمولشان با جوانتر ها همنواشوند.

   نیافتن شیوه های مناسب جشنها ، به نوعی تفریح وشادی را هم به عوامل گسست نسل ها افزوده و می رود تا هرآنچه را  جاذب جوان امروزی است ، ناصواب برای نسل گذشته وآنچه را مورد پسند پدر افتد، کهنه وغیر قابل مصرف برای فرزند جلوه کند.اینکه فرزند ونسل امروز همه چیز گذشتگان  را تایید نکند ، پر بی راه نبود ه وتا حدودی برای پیشرفت وتغییر ضروری است ولی گسست وبی توجهی به اخلاقیات جامعه می تواند برای برهه های خطر درکشور، خطرناک جامعه باشد.
  به قول منتقدین وضع امروز، برای عزاداری وتعزیه برنامه های مفصل وبا آب وروغن فراوان  داریم ولی برای شادی ،برنامه ای نیست ویا موانع فراوانی داریم.به قول آن هنرمند ملتی که شادی وخنده نداشته باشد به توسعه نمی رسد.

لینک
۱۳۸٧/٦/٢٦ - الیاس پهلوان

   به آنچه می دانیم عمل کنیم   

تهیه وعرضه زولبیا وبامیه ممنوع شد
خوردن زولبیا حرام شد
     این دو خبرتقریبا مرتبط به هم ،  که یکی آن را ازجهت بهداشتی ودیگری ازنظر شرعی نامناسب دانسته ، برای اهل فن جالب است .آذربایجانی های خودمان به لحاظ اینکه امکان تهیه بهداشتی آن مقدورنیست تولید وعرضه اش را ممنوع کرده اند و  شیخ الجزایری  به دلیل فقدان دلیل شرعی ، خوردنش را حرام کرده است .لازم به توضیح نیست که با وجود دلایل آشکار حرمت در مسائلی همچون ، دوموضوع یادشده ، در خیلی از اعمال ورفتار انسانی، دانسته ها  مراعات نمی شوند ومردم با وجود دانستن ادله های خلاف صواب در خوردنیها و....  به سمت استفاده از آنها کشیده می شوند .پس به گفته ی آن عزیز لازم نیست خیلی دنبال یاد دادن به دیگران باشیم .کافی است به خود وبقیه بگوئیم به آنچه می دانیم عمل کنیم.
      البته ماخودمان چون به جهات مختلف چندسالی که زمینه ی نخوردن ویا همان تحریم این نوع شرینی باب شده درماه مبارک رمضان را آماده کرده ودوسالی است که لب به آن نزده ایم ، باب فتحی شد تادراین میانه که قصدمان بوده تا غیر رمضانی را به بعد عید فطر موکول کنیم ، خبر رسیده را دست مایه ی پستی قرار داده و اعلام کرده باشیم مبارزه با نفس خوبی برایمان شده است .ولی باید درهر مجلس ومحفلی که بیشترشان هم ازاین الطمینه آورده وبا تعارف وتکلف ایرانیمان اصرار به خوردن می فرمایند، برای نخوردنش ،باید توضیح درخور وقانع کننده ای ارائه دهیم .ومن بعد کلی سکوت می گویم ، به جهت تکلم گاه و گدار ترکی ، از مسولین محترم آذربایجان شرقی تبعیت کرده و زولبیا وبامیه ی تولید بازار را برخود مضرر دانسته از خوردنش تا رسیدن دستور وفتوی جدید ، اجتناب می نمائیم . واینگونه است که هم خبر را بسط داده ایم وهم به همزبانان خویش ( اگر لهجه ی گریوانی مارا قبول داشته باشند) ادای احترام کرده وکار ارزنده شان را ارج می نهیم .گویا تبریزی های محترم کارهای خوب وجالبی مثل جمع آوری متکدیان و...را هم بصورت موفقیت آمیز انجام داده اندکه باید سرمشق دیگر استانها قرارگیرد.
    الغرض ما کمبود قندخون خود را با نبات مشهدی وآبنباتهای غنی شده ی بجنوردی تامین کرده ونیازی به این نوع شیرینی که در اصول بهداشتی وشرعی بودن آن تشکیک شده نداریم.

لینک
۱۳۸٧/٦/٢٠ - الیاس پهلوان

   حلول ماه   

 ماه مبارک ، مبارک باد

     تمام شواهد وظواهرحاکی است که بی هیچ شک تردیدی باید ماه عزیز پرده ازرخ برداشته ، چشم خیل مومنان روزه گزار را به جمال نورانی خویش منورسازد. اینکه چندساعت یا یک روز مادیرتر شرف یاب می شویم برای آن همیشه ماه ،مسئله خاصی نیست وهمین انتظار وکاوش انسان ، به زیبائیهای این ماه بابرکت افزوده است.واینکه چگونه مسلمانان اطراف ما از افغان همزبان تا عربهای هم مرز ،فاصله کوتاه ماتاماه را افتراق می دهندبه حرف وحدیثهای برداشتی از متون شبیه تراست تا یک موضوعی علمی وعینی مثل روئیت هلال ماه . همین اختلاف های به غایت آشکارشده موجب گردیده تا جمع زیادی از مسلمین ، به نیات قضا ویا یوم الشک یک روزکه سهل است ، روزهائی ازشعبان المعظم را روزه بدارندتا پایان کارکم از ۲۹ ویا ۳۰ ، روزه نداشته باشند.

    روزه برآنانکه به تشخیص ونظر خویش آغازگر امساک هستند وهم برآنان که بی هیچ شک وریبی با اعلام رسمی رسانه ی ملی ، روزه داری را شروع وپایان می دهند، مبارک وصد مبارک باد.

لینک
۱۳۸٧/٦/۱۱ - الیاس پهلوان

   آتش درگلستان   

نه پای فرار ونه امکان بقاء

    درمیان آتش ودود دوکس را یارای شنیدن حرف وانتقاد و دادن  پاسخ نبود . یکی درخت میان آتش ودود  ودیگری محیطبانان ودلسوزان روی سوخته درآتش .  دلسوز ان کارشان این بود که دل وروی بسوزانند اما هرچه زودتر آتش خشم راخاموش کرده ، درخت کهنسال میان آتش را از آسیب ویرانگری  و آن یکی دیگر که هنوز آتش قهر ما به او  نزدیک نشده را از سوختن برهانند. واما آن طرفتر درختی جوان با شنیدن ناله ی جنگلیان و دیدن شعله های خشم انسانهای بی مسولیت به خود می لرزد وقد نیمه برافراشته خویش میان سترگ یاران را خم کرده فریاد برمی آورد ای وای ،من جوانم و تنه ام طاقت زواله ی آتش را ندارد، ریشه ام عمیق نیست که امید ماندن برایم باشد ،  ای کاش پای فرار می داشتم که نه تنها از میان خرمن آتش ودود که ازدست هرآنچه دوپا است ،فرارکرده مامنی می یافتم برای بقای نسل خویش .نه ناله وشیون او، و نه زمزمه های درختان پیچیده در دوسوی رودخانه وجاده ( رودنه که چه عرض کنم جوی بزرگ وجاده ای که کاش نمی بود ودیده ی ناپاکی به این همه زیبائی نمی افتادتا ....) کار ساز نبود ، آتش درجهت بادهای موسمی حرکتی شتابان داشت .همه چیز مهیای سوختن بود .خزه های خشک تنه درختان ، علفهای بخت برگشته از خشکسالی ، شاخه های تبردیده ی مسافران ...، انبوه درختچه ها و.... از قبل فرصت سوزیهای بشری به تهدیدهای طبیعت تبدیل شده و هرآنچه بود را نابود می کرد.

 خونسردی  وبی توجهی بعضی ها در این آتش سوزی ودیگر حوادث ناگوار درطبیعت همچون سوختن درختان جلز وولز انسان های حساس به طبیعت را درمی آورد .سالهاست چه قبل وچه بعد ازانقلاب آتش سوزی ،خصوصا دراین بخش ازجنگل   به وقوع پیوسته واحتمال آن نیز می رفته است .چه آنکه این ناحیه همارترین نقطه و درکنارجاده شمال به بجنورد بوده وآبشار وچشمه های قابل دسترسی دارد. ولی متاسفانه هیچ اقدام عملی برای پیش گیری صورت نمی گیرد. ذکرعوامل آتش سوزی چه عمدی وعامل انسان ویا طبیعت برای فرهنگ سازی وکاهش لازم وضروری است ولی از مسئولیت دستگاه های متولی جنگل ومرتع  خصوصا درپارکهانمی کاهد . پیشگیری وآمادگی برای جلوگیری ازحوادث عاقانه ترین روش است متاسفانه به بهانهای مختلف مخصوصا به جهت مسائل مالی آن رعایت نمی شود . حال همین وضعیت را درشهرها تصوربفرمایید خواهید دید به جهت ملموس بوده هزینه وفایده در مناطق مختلف اکیپ های آتش نشانی با امکانات نسبتا مناسب آماده ی خدمت هستند ولی در جائی مثل جنگل چون حساسیت وتوجه کافی نیست ، مردم به راحتی از کناردرخت وبوته ی آتش گرفته رد شده وبه تاسفی کوتاه وگذرا اکتفا می کنند ومسئولین ومتولیان هم به بهانه های مختلف ( مثل شب بود ، مسول محترم خواب بود ، بودجه لازم نیست و...) وظیفه را به تعویق می اندازند. نمی دانم برآقای دکتر بسکی درتنگراه نزدیکترین منطقه به آتش سوزی چه گذشت ویا محیطبانان گلستان چگونه شب را روزمی کردند ، ولی می دانم ودیده شده که خیلی از مردم وسئولین بی هیچ دغدغه وشاید بی اطلاع مثل من خواب راحتی داشته اند. وقتی که گفته شد آتش درگلستان بجنورد  افتاده با خود گفتم حتما بخش درختچه واستپی منطقه آلمه است ، همانجائی که بارها ازسمت رباط قربیل به سمت بهکده رفته بودم .جیرانهای این ارتفاعات درمنطقه ی غرق ونیمه امن آن پس ازچریدنهای  سحرگاهی به وقت خان ناری (  زمانی بین صبحانه ونهارامروزی) به سوی آبشخورهائی که محیط زیست برایشان ساخته بود ، می آمدن ومن مست تماشای ایشان فرصت کوتاهی را با اجازه ی همکارخویش به بهانه دیدن آنها ، به گلها و گیاهان داروئی که بیشتر آنهارادرعطاریها دیده بودم خیره می شدم. اما دیدن تصاویر وگزارشهای بعدی نشان می دهد منطقه دراطراف تونل ومحدوده ی روستای دشت شهرستان جاجرم است .روستائی کشت دانه های روغنی (دیم ) درآن مرسوم بوده وخیلی چسبیده به جنگل شاید سالهای خیلی دور با بین بردن درختان جنگلی بوجود آمده باشد. وهمان جائی که آثار سیل و شکست بند خاکی ویرانگر آن همچنان نمایان است . سیلی کم ازاین آتش سوزی جنگل را ویران نکرد.

   غیر از خبرهای عمومی وسراسری به جهت ارتباط موضوع به بجنورد وخراسان شمالی ازنظر جغرافیائی به سایت هاو وبلاگهای بجنوردی مراجعه داشتم تا اخبارکامل وریزتری بیابم ولی متاسفانه تا زمان اطفای حریق هیچ خبر وگزارش مستند دراین رسانه ها دیده نشد. همین میزان توجه رسانه های محلی کافی است که ، فقدان حساسیت عمومی به مسائل زیست محیطی و شاید عمل دستگاههای عمومی و مردمی را در رسیدگی به حادثه ی اخیر حدس زد.

http://gerivan.blogfa.com/

لینک
۱۳۸٧/٦/٥ - الیاس پهلوان

   هادی ساعی ایران را طلائی کرد   

نظرات کارشناسی وپزشکان دربارقاجار

بی هیچ حاشیه وتوجیهی خوشحالیم  وتبریک می گوئیم  به هادی ساعی وملت ایران به خاطر طلائی که موجب سرفرازی پرچم ایران دریک رویداد مهم جهانی شد. بعد ازآنهمه یاس بوجود آمده دربین مردم ازعدم توفیق کاروان ورزشی ایران درالمپیک ۲۹ باید گفت درهرشرایطی نباید گذاشت یاس به جامعه تزریق شود وهمچنان امیدوار وشاداب امید به آینده داشت. هادی ساعی ونمونه های این چنین متعلق به ایران وایرانی بوده ومحصول تلاششان را درومی کنند.اینکه چرا حرکت های جمعی کمتر ببارمی نشیند وتلاشهای فردی وقهرمانه بیشتر نمود پیدا می کنند، بحثی تاریخی وتقریبا جنجال برانگیز شده است .بدبینانه ترین نظریه دراین مورد را چپ های طرفدار شوروی سابق القاء کرده اند که ایرانی نمی تواند موفق شود ...
       درهرصورت همه به مشکلات واقفیم ودرحرف وبیان درد ، هرکداممان  یک پا کارشناس وخبره ایم ولی باید برای درمان آنها خواست و اراده ی جمعی بوجود آید. 
       همه کارشناس وصاحب نظر حراف از آن جهت آمد که گویند : شاه قاجار را پرسش آمد که آهای وزیر اعظم ما بگویید : درمملکت ما چه حرفه وشغلی ازهمه کسب ها بیشتراست .پاسخ آمد که ای قبله ی عالم جانم به فدایت ، شغل طبابت وپزشکی ازهمه ی شغلها بیشتر است .شاه را باورسخت امد وندا داد مردک این چه حرفی است ، این شغل درمیان جماعت فرنگ هم هنوز به تعداد کافی و وافی رونق نیافته آنوقت تو می گویی در ملک ما بیش از بقیه ی کسبه پزشک وجود دارد . در اینجا که هنوز باسوادان از تعدادانگشتان دستها تجاوز نکرده ، چگونه طبیب بیش از بقیه است . نکند مزاح کرده ویا ما را دست انداخته و نادان فرض کرده ای . نه وزیر شما سگ که باشد که شاه شاهان ، پدر ملک و ملت را به سخره گرفته باشد. اگر به گفته این حقیر سراپاتقصیر شک دارید ، یک امروز را به حرف بنده کرده دهان وچانه ی مبارک را با دستمالی ببندید وبا هیچ کس سخن مگویید .اگر کسی را پرسش ازاین وضع آمد به اشاره بفرمائید که دندانتان درد می کند ونمی توانید صحبت کنید .این وضع را با گردش در دربار بدون تکلم کلمه ای تحمل فرمائید.
     شاه را این تدبیر پسند افتاد و ضمن سرکشی به دیوان با خدم وهشم خویش درمعیت وزیر اعظم تا وقت نهار ظهر لام ازکام نگفت . بعد نهار به حرفها ونظرات طول روز مروری داشته تصدیق فرمودند که صحبت وزیر اعظم خودشان( او وزیر خودشان است که اینقدر داناست )  بی ربط هم نبوده است. چه آنکه از اولین لحظه ای که قبله ی عالم را آبدارچی باشی دیده وبعد جویا شدن حال پادشاه تجویز فرمودند : که گل گاوزبان دم کرده وازمیخکی برای شفایشان استفاده نمایند تا آنگاه که وزیر عدلیه ی او افاضه فرمودند که سرگین الاغ ماچه را دودکرده و دهان مبارک را دود اندود کنند ، خیلی نسخه ها برای درد دندان عقل پادشاه تجویز شد . خاتون بزرگ سیخ داغ کرده را ، وزیر خزانه داری منقل وبافور را، خواجه ی دربار ادرار پسر بچه ی غیر ممیز را ، وزیر بلدیه دم کرده ی آنوخ را ، کوچک بانوی حرم سرا فراغت ازکار وگردش روزانه را و کهتر ایشان انبر اوستا ی ختنه گر را ،قوش باشی دربار جوشانده ی تولکی درمانی و ریشه ی کما ،  و...و... پادشاه و وزیر جمع نسخه های پیچیده شده را از مجموع ملاقات کنندگان حضرتش کم کرده متوجه شدند که عده ی زیادی طبیب داشته وبی توجه به آنها بوده اند. ....
  و اینک که ناکامی های ورزشی را مشاهده کرده ایم کارشناس شده نسخه می پیچیم: اینکه کاروان ورزشی چرا موفقیت لازم را بدست نیاورده نه نظر رئیس ورزش می تواندملاک باشد که می گویند :سه سال برای تحول ورزش کفایت نمی کند ونه نظرات دیگران که منکر هرگونه تلاش وکوششی دراین باره می شوند ونه نوشته ی سوژه وار من که از برای دل خویش نگاشته وبیشتر توجهم به اخلاق ورفتار مردمی ساعی است تااینکه بدانم اوخود به تنهائی قهرمان بوده ویا اینکه مجموعه شرایط وتلاشهای ورزشی اورا قهرمان کرده است.البته سه سال که برای تحول فرصت کمی نیست ولی مردم عطای تحول را به لقایش بخشیده اند می پرسند هرآنچه بوده را هم بخوبی حفظ نکرده وتنزلش داده اید.
 باشد که ازاین همه حرفهای کارشناسانه دربخشهای مختلف ورزش و... نتیجه ای گرفته و آینده ی بهتری بسازم.

لینک
۱۳۸٧/٦/٢ - الیاس پهلوان