11 سپتامبر   

اتحاد تندروها
   نتیجه‌‌ی اعمال تندروها‌، تقربیا یکیه.اینا چه در قاره‌ی آسیا و چه قاره‌ی آمریکا و یا جای دیگه‌ای باشند، مثل هم عمل کرده و وقت و انرژی زیادی‌رو از جامعه‌ی جهانی می‌گیرن. این‌ها هنوز زاده‌ی قبلی‌شونو بزرگ نکردن، درد زایمان بعدی آذارشون میده و...
  نتیجه‌ی  اعمال بعضی تندروها خانمان خودشونو و همسایه‌رو باد می‌ده ولی بعضی تندروها قبلا برا ایمنی خودشون وسایل لازم‌رو تدارک دیده و موجب بدبختی همسایه‌رو فراهم می‌آرن.
  این کشیش به هر هشیشی هم که متوسل شده باشه عرض خود برده و زحمت ما داشته است. البته این گفته از آن باب نیآمد که از قرآن و اسلاممون دفاع کرده و همراه با دیگران فقط در محکومیت او کوشیده باشیم. چون وقت و بی وقت این فرمایش جناب حضرت عبدالمطلب در مواجه با دشمنان کعبه‌ی معظمه یادآور شده‌ام که ما فقط صاحب شتران خویش هستیم؛ کعبه ، قرآن و اسلام صاحبی دارد که حافظ آن بوده و خواهد بود. اگر این نبود؛ باید قرن‌ها پیش خواسته‌ی این کشیش، محقق می‌شده تا ایشان با کمال درماندگی و دریوزگی مجبور  به همچون تقاضائی نمی‌شده که خود حتی قادر به انجام آن در خفا هم نیست، از عموم شهروندان خویش در چنین روزی نمی‌کرد که آخرش این رسوائی را ببار آورد.
  اینای خودمونم، خیلی لازم نیست، سینه به تنور بچسبانن. اگه رفتارها مردمی باشه، بدون اطلاعیه‌های رسمی، باید مردم ما مثل مردمی که به بهانه‌ی 11 سپتامبر، مورد خشم طرفین نزاع قرار داشته‌اند؛ به خیابان‌ها ریخته و به گستاخی آن کشیش بی‌خبر از دین خویش پاسخ دهند.
  عدم اتحاد بین مسلمین مشکل اساسی است. هر از گاهی جامعه‌ی مسلمین با روش‌هائی تست می‌شوند؛ تا به انحای مختلف مشغول داشته شده و از اهداف اصلی‌شان باز داشته شوند.درون و بیرون مسلمین آنان را از رشد و توسعه‌ی همه‌جانبه دور می‌کند تا بجای کمال جوئی و ترقی، وقت و انرژی خود را صرف حاشیه‌ها کرده و نهایتا قبول کند که مسلمان در دنیا باید فقیر و ظلم پذیر بماند.

لینک
۱۳۸٩/٦/٢۱ - الیاس پهلوان

   فیس‌بوک   

گریوان و گریوانی‌ها
  قبلا به موضوع ثبت فامیل در زمان پهلوی اول اشاره داشته ام. در شروع صدور شناسنامه، حوزه ی صدور شناسنامه برای تعدادی از روستاهای بجنورد، روستای شاه‌پسند تعیین و در آنجا برای  یک خانواده، فامیل کوهستانی ، یکی هم پهلوان و بقیه‌ی مردم گریوان، فامیل گریوانی صادر شده است.
  اما بعدها ، خصوصا بعد انقلاب به دلایل زیاد، تعدادی از اهالی روستا شهرت خود را از گریوانی به فامیل دیگری تغییر داده‌اند.
  آن تعداد از اهالی گریوان که فامیل غیر گریوانی اختیارکرده‌اند؛ به لحاظ شباهت و تکرار آن در سطح کشور، اطلاع دقیقی از آن‌ها در دست نیست. ولی افراد زیادی با فامیل خوب گریوانی در فضای مجازی مشغول فعالیت هستند که اکثر آن‌ها تحصیلات عالیه داشته و از فرهیختگان برجسته‌ی گریوان هستند. چند سالی است که با فیس‌بوک آشنا شده و عضویت دارم. ولی از زمان فارغ‌بالی از مشغله‌ی اداری، به این فضا هم بیشتر آمد و شد دارم.
  گریوانی‌های زیادی در این فضا هم فعالیت دارند که افتخار دوستی با آنها را پیدا کرده‌ام. از این فضا و خصوصا از صفحه‌ی خودم از دوستان خواسته‌ و می‌خواهم که به فامیل خود افتخار کرده و ضمن جهانی فکر کردن منطقه‌ای و محلی عمل نمایند. باشد تا گریوان جایگاه واقعی خود را یافته و نام ، فرهنگ و زبان آن پر آوازه گردد.

لینک
۱۳۸٩/٦/٢٠ - الیاس پهلوان

   حساسیت عمومی   

اتحاد برای گریوان

 تو این چند روز تماس‌هائی در رد و تائید موضوع تغییر نام گریوان مطرح شده که مورد امروز از یک عضو محترم شورا مهم بوده وبرای دو منظور منعکس می‌گردد: 1- اگر موضوع تغییر نام شایعه بوده باشد با این پست و آوردن عین پیام عضو شورا، این نوشته تکذیبه‌ای بر مطلب قبلی خواهد بود.
پیام شورا: "
من به عنوان نماینده ملت شریف گریوان از طرف خودم ، شورا و ملت شریف گریوان اعلام می‌کنم چنین سخنی از اساس شایعه و باطل است و به فرض محال اگر هم چنین مساله‌ای باشد، با مخالفت شورا و مردم مواجه خواهد شد"
2- البته با استفاده از قاعده‌ی "تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها" یحتمل موضوع به نوعی مطرح بوده و شاید قصد برآورد نظر مردم و یا به عبارتی بررسی حساسیت عمومی نسبت به تغییر نام را داشته اند. در این صورت هم با انتشار این پیام، ضمن خنثی کردن فکرهای شوم احتمالی، در صورتی که افرادی قصد عملی کردن این ایده را در آینده داشته باشد، مسئولیت پیگیری را متوجه شورا کرده و در آینده باید پاسخ‌گو باشند.

 علی‌رغم بیان دو بند فوق و ذکر این موضوع که رئیس شورا هم با تماس تلفنی موضوع را تکذیب کردند؛ ولی لازم می دانم بر توجه و خواست عمومی تاکید کرده و برای دیگر مسائل گریوان هم مردم خصوصا فرهیختگان محلی حساسیت لازم را داشته باشند.

لینک
۱۳۸٩/٦/۱٥ - الیاس پهلوان

   گریوان   

چه روستا و چه شهر فقط گریوان

  پیشرفت جزء ذات موجودات زنده است. یگ ارگانیسم زنده، تولد، رشد و فنائی را دارد. جوامع بشری هم موجودی زنده بوده و ذاتا به دنبال بالندگی و رشد است. این‌که افراد یا حکومت‌ها مدعی رشد و توسعه باشند، از بعضی جنبه‌ها قابل بررسی و تعمق است. تاثیر افراد دست‌‌اندر کار فقط در تسریع و تاخیر رشد پدیده‌های اجتماعی می‌تواند؛ مورد مطالعه قرار گیرد. این قاعده‌ی کلی است که، رشد و توسعه در یک جامعه‌ی پویا قطعا اتفاق خواهد افتاد.
  این مقدمه از آن جهت آمد؛ که ظاهرا استان خراسان شمالی هم ، برای پیشرفت ناگزیر از توجه  به پیرامون خود شده و به دنبال بسط شهرستان، بخش و شهرهای خود شده است، مناطق مستعد را شناسائی و با ملاک‌های تقسیمات کشوری قصد ارتقاء آن‌ها را دارد.
  در همین راستا، بی‌توجهی دستگاه‌های دولتی به منطقه‌ی گریوان، با وجود طولانی شدن، به پایان رسیده و به دنبال تبدیل گریوان به شهر هستند.
  چند خطای استراتژیک در مورد گریوان رخ داده که ادامه‌ی آن  خصوصا موضوع تغییر نام روستا می‌تواند، مشکلات زیادی را در آینده برای مردم و مسئولین بار آورد. 1-  مسیر گریوان به بجنورد در دو مرحله‌ی مدت دار از " زو" به قره‌باشو و از آنجا به اسدلی تغییر یافته که مسافت راه را از 17 کیلومتر، به 25 و از این مسافت به 35 کیلومتر افزایش داده است. 2- جاده فعلی غیر استاندارد، طولانی و باریک بوده و تاکنون چند تصادف منجر به کشتار داشته است. 3- لوله کشی آب گریوان به علت اختلافات مردم با مجریان طرح آب‌رسانی، طولانی و غیر قابل استفاده شده و خیلی از مناطق در طول شبانه‌روز آب ندارند. 4- طرح بهسازی طولانی و کند بوده و مانع بقیه امور عمرانی روستا می‌گردد.5- اختلافات مردم صحراهای مختلف گریوان، نیستانه، علی‌گل و قاپاق، بر سر آب سرچشمه طولانی و ریشه‌دار شده و عدم تصمیم دستگاه‌های ذی‌ربط، موضوع را به آتش زیر خاکستر تبدیل کرده و بیم درگیری و فجایع حاصل از آن، هرلحظه ممکن است، طوایف و صاحبان آب‌بندهای مربوطه را تهدید می‌کند.
 موارد زیادی مشکل برشمرده اند که خیلی از آن‌ها به ذات روستا و روستائی بودن ساکنین صبور آن تبدیل شده و گویا جدا شدن از آن‌ها میسر نبوده و یا این‌که تصور عموم این شده که این‌ها رفع شدنی نیست.

  خطای بزرگی دیگر که از شایعات رد وبدل شده به گوش می‌رسد، تغییر نام گریوان است.گفته شده در صورت تبدیل به شهر نام گریوان تغییر خواهد یافت.
  در صورت صحت و یا عملی شدن این موضوع می‌تواند به فاجعه‌ی غیر قابل جبرانی تبدیل شود. سابقه‌ی تغییر نام شهرها و روستاها در دهه‌های اخیر خوب نبوده و مشکلات اجتماعی و اقتصادی زیادی را بار آورده است.
 گریوان نام زیبائی بوده  و نیازی به پسوند و یا پیشوند، باهر زیبای دیگری نیست. غیر از نیستانه که  روستا و مردم آن، مشخصات، فامیل و مختصات مستقل خود را داشته و با فاصله‌ای که تا گریوان دارند، به این زودی‌ها امکان وصل نخواهد داشت، آبادی و روستاهای، علی‌گل، قاپاق و کلاته‌ها، از قدیم الایام فامیل گریوانی را بر روی خود داشته و در اسناد و مدارک رسمی و غیر رسمی جزئی از گریوان محسوب می‌شوند.
  لذا جلب رضایت اهالی منطقه، بهانه‌ی خوبی نبوده و در خوشبینانه‌ترین حالت می‌توان گفت این محصول ذهن معیوب مسئولین محلی و شهرستانی  است که به دنبال اختراع و ابداعی به نام خود بوده واز این طریق خواهند گفت : شهری جدید ساخته اند. اما دیدگاه مقابل هجمه‌ی مخالفین گریوان و بعضا ترک‌ستیزان شهری را مقصر دانسته و به این نوع پیش‌رفت به دیده‌ی تردید می‌نگرند. بعضی غیر ترک‌های استانی ، نقشه‌های خوبی برای قومیت‌های خوب و آرام ، منطقه ندارند.
 در هر صورت بهترین وضعیت، حفظ وضعیت موجود بوده و از تحریک احساسات مردم باید اجتناب کرد. چه روستا و چه شهر فقط نام " گریوان " برازنده‌ی گریوان است.

 

لینک
۱۳۸٩/٦/۱۱ - الیاس پهلوان

   زبان مادری   

بیان احکام به ترکی
   قبلا به وضعیتی  اشاره داشته‌ام که در آن سخنرانان و روحانیونی اکثر استان‌هائی که زبان و لهحه‌ای غیر از زبان رسمی کشور دارند، وقتی به عنوان خطیب وارد زادگاه خود می‌شوند؛ به همان زبان و یا لهجه‌ی محلی خود، سخن می‌رانند و پیام خود را به مستمعین می رسانند. ولی در شمال خراسان( بجنورد، شیروان، اسفرایین، قوچان، فاروج و...) که اکثر مردم آن ترک و کرد زبان هستند؛ وضع چنین نیست. یک روحانی و تحصیل‌کرده‌ی ترک و یا کرد(کرمانج) وقتی پشت تریبون و یا بالای منبری قرار می‌گیرد؛ متاسفانه صدر و ذیل صحبتش، غیر زبان مادری است و غافل از آن است که وقتی از این موضع فرود آمد یکی از همین مردم بوده و به زبان آنها تکلم می‌کند.
  باید خوشحالی خود را آشکار کنم که، بعد از سال‌ها انتقاد به این وضع، دیدم برای اولین بار، روحانی جوان و خوش‌ذوق گریوانی ما بین نماز ظهر و عصر ، احکام را به زبان ترکی برای حاضرین توضیح می‌دهد. البته سال‌ها پیش بعضی نوحه خوان‌ها هم از کلمات ترکی استفاده می‌کردند ولی چون منابع آن‌ها ترکی شیرین آذری بود، در خواندن آن با لهجه‌ی ترکی گریوان با مشکل مواجه می‌شدند.
   این واقعیتی تلخ است که ما منابع ترکی محلی نداشته و مجبوریم از کتب و منابعی که تمامی آن‌ها در کتاب‌خانه‌ها و  مراکز آموزشی، به زبان فارسی و حتی عربی و انگلیسی و بعضا ترکی آذری و یا استانبولی است؛ استفاده نمائیم. و این برای گوینده‌ی مطلب مشکلاتی در محاوره بوجود می آورد که طبیعی هم هست. اما با تکرار و تداوم آن، از تعداد کلمات غیر ترکی کاسته شده و به غنای ارتباط با مخطبین افزدوه خواهد شد.

لینک
۱۳۸٩/٦/٥ - الیاس پهلوان