رادیو   

مرتضی احمدی
 اینجا تهران است صدای .... اگه اسم جناب آقای مرتضی احمدی را فراموش کنم؛ میگم، آقای تیز دندون. ایشان مدتیه در مورد تاریخچه‌ی رادیو و سوابق خودشون در رایو خاطره تعریف می‌کنند. می‌گفت، در آن برهه، اکثر مردم با رادیو مخالف بودند. لذا در منازل افراد مشخصی رادیو راه یافته بود. ایشون به یاد می‌اورد که اولین کسی که در رادیو حرف زد و یا اولین فردی که گفت: اینجا تهران است...مردم برای شنیدن رادیو در قهوه‌خانه‌ها  تجمع کرده و با تعجب به صحبت‌ها و آوازی که زنده پخش می‌شد گوش می‌کردند. ایشان با اشاره به مخافت‌های آن روزها می‌فرمایند؛ پدرشون بعد از شنیدن قرآن و ادعیه‌ی ماه مبارک رمضان از رادیو در اولین سال تاسیس آن ( هفتادویک سال قبل) راضی می‌شوند که به رادیو گوش بدهند. تاجائی که رادیو ئی را که ایشون به دویست تومان از دم قسط ، ماهی بیست تومن خریده و قاچاقی به خانه‌شان آورده بودند؛ از دست‌شون کنار نمی‌گذاشت.
  گفته‌ی ایشون منو یاد رادیوی کوچک پدرم انداخت که بعضی برنامه‌ها را بیشتر گوش می کردند. برنامه‌های محلی و سخنرانی‌هائی که به مزاقشون خوش می‌آمد. نمی‌دانم چه سال‌هائی بود که مرحوم راشد که به گمانم شب‌های جمعه بود؛ از رادیو سخنرانی می‌کرد. ایشون مسائل سلامی را با بیانی ساده، شیوا و آهسته بیان می‌فرمودند. به نظرم سال‌های اول انقلاب هم بعضی سخنرانی‌های ایشون از رادیو پخش شد. پدرم سعی می‌کرد همه‌ی صحبت‌های او را در آرامش و سکوت گوش کند.  آقای راشد از خانواده‌ی معروف به همین نام در روستای کاریزک‌ناگهانی تربت‌حیدریه(زاوه) بودند. او سخنرانی‌های زیادی دارند که به‌صورت کتاب درآمده و در کتاب‌خانه‌ی مرکزی آستان قدس‌رضوی موجود است. ایشون در بیاناتشون خیلی منظم و سلسله‌وار مسائلی از اسلام را می‌گفتند که همه‌کس فهم بود. به یاد ندارم  و نشنیده‌ام که وی از آخر سخنشون شاه و یا کسی را دعا کرده باشند.

لینک
۱۳٩٠/٢/٥ - الیاس پهلوان