در جستجوی آفتاب   

 جستجوی آفتاب
   دلمون برا آفتاب تنگ شده . بارون وبرف خسارات زیادی زده
  دیروز به دنبال پیگیری اداری بعضی برنامه ها تماسهایی با تعدادی از شهرستانها داشتم . در اکثر این نقاط باران وبرف می بارید . بعضیا به شوخی وجد از زیادی وطولانی شدن بارشهای بهاری ناخرسند بودند.
 وقتی صحبتهای امروزو با حرفای ماههاوسالای قبل مقایسه می کردم و نالان از ناسپاسی انسانها ، قصه حضرت خضر وحضرت موسی آرومم کرد . وقتی پیامبر خدا قولی رو که داده فراموش می کنه ولب به شکایت از رفتار فرستاده ای دیگر می گشاید از انسان که از ریشه نسیان است انتظاری بیش از این نیست .
  یادمه سالها پیش در گریوان آنقدر باران وبرف می بارید که بعضی سالا امکان کشت بهاره برای مردم میسر نمی شد .در عوض از هرجایی چشمه ای می جوشید وآب« نرو »ی سرچشمه گریوان بیش ازآب اصلی می شد.ولی در سالهای اخیر بارندگی به حدی قلیل وناچیز می شد که حتی کلوخهای اراضی کشت شده هم خیس نمی شد . مردم آن روز وامروز هم ناراحت از اوضاع هستند . آیا ترسالیهای آنروز بهتر بود یا خشکسالیهای امروز ؟
 ذهن آدمی همیشه برنداشته ها کلیک می کند .این موضوع در ایران بی تاثیر از فرهنگ شفاهی مردم  نیست .کمتر خاطره ومطلبی از خود ودیگران یادداشت می کنیم وکمتر ازآن به نوشته هاویادداشت هامراجعه می کنیم .
 برای اینکه قصه ماهم در باب کفران نعمت وقدر ندانستن این روزا تکراری نشه فقط میگیم آمدن برف وباران به خسارتهاش می ارزه .درثانی چراباید وضعی داشته باشیم که باکوچکترین حادثه ای مثل باران وزلزله برخود بلرزیم وناسپاسی پیشه کنیم . همین امروز میزان بارندگی یکماهه در آرژانتین رقمی اعلام شد که در طول یکسال در استانهای شمالی ما می بارد. آیا باید با بارش 30یا 40 میلی متر ، خانه های مردم در بجنورد وقوچان به سرشان خراب شود . هرچند این خسارات با بلای خشکسالی که برای مردم وطبیعت بار می آورد ،قابل مقایسه نیست ولی ازناراحتی و مصیبت حتی یک نفراز شهروندان هم غم وجود همنوعان رافرامی گیرد.. نباید وضعیتی با دست بشر ببارآوریم که از نیازی عمومی ومهم دست بکشیم ویا ندانسته از کائنات تقاضای زیان کنیم .
 در آستانه روز طبیعت وسیزده بدر با طبیعت همراه شده می گوییم هرآنچه آفریدگار طبیعت عطا فرماید خیر است و همواره فریاد می زنیم ای سرزمین کهن من رودهایت پرآب ، دشتهایت سرسبز وخرم باد.و به گفته زفی شل خاکت چنان حاصلخیز بادکه دانه ای در آن هدر نرود.

لینک
۱۳۸٦/۱/۱۱ - الیاس پهلوان