گذر عمر   

بهار عمر
     بهار از نیمه گذشت .بهار عمر ماهم گذر کرد. ازکنار هردو ، میوه که چه عرض کنم گلی نچیده گذرکردیم. همین وسوسه وحسرت گذراردیبهشت بهارمان ،بعث شد تالاله وشقایق را به پیش چشم آوردیم شاید گذر عمر ببینیم ُ .ای دریق که غفلت امانمان نمی دهد.هرروزشقایق های بومی شده را دیدیم وبی تدبر به سویی رفتیم تا پیمانه سی را لبریز از ثانیه های عمر کنیم .باز غافل از اینکه هر آنچه شتابان می روی پایان مسابقه را زودتر رقم می زنی  .قدری درنگ کن .از این همه شتاب چه حاصل ،جز موی سپید وحسرت روزهای از دست  رفته ؟
       به هرروی بااینکه قریب یک دهه است که گلهای لاله وشقایق را از دیار آزادی رانده اسیر خود کرده ام ولی از بومی سازی آنان ،مرا به اندازه زنبورهای عسل که صبح به صبح از تلاششان به حیرتم واداشته ثمر ی نبوده است . باهمه این بی حاصلی ُ ،اگر فضای وب اجازت فرماید گوشه ای از آنها را تقدیم میهمانان گریوان  کنم ؛باشد تا ایشان استفاده بهینه فرمایند.
  لاله درمنزلشقایقای منزا ما
لینک
۱۳۸٦/٢/۱٧ - الیاس پهلوان