استادفخرالدين حجازی   

یادوخاطره ای ازمرحوم استادفخرالدین حجازی

     غیراز گفته هاونوشته هایی درموردمبارزات انقلابی وزندانهای مرحوم حجازی درقبل از انقلاب اسلامی، مااورابا سخنرانی های پرشورش شناختیم.به خاطرشرایط ویژه دهه شصت وتواناییهای ایشان درسخنوری معمولا ازایشان دعوت می شد تابه شهرستانها مراجعه نمایند.خبرفوت این استادمبارز ومردمدار مراهم مانندرسانه های جمعی کشورُ دیر به یادزحمات وتلاشهای قبل وبعدانقلاب ایشان انداخت.نزدیک به دودهه نسبتا فراموش شده بود.
    اولین باراورا از نزدیک درمراسم سخنرانی که دردبیرستان سمیه بجنورد داشتند دیدم .سخنانش را آرام وباحرکاتی نرم آغاز کردند.به مرورکه بیاناتش اوج می گرفت ،حرکات دستها وتغییرجهت بدن به طرفین را شدت می داد.آیین سخنوری را به علم وتجربه خوب آموخته بود.می توانست درمدت سخنرانی افکارمستمعین راتهییج کرده، مطلب اصلی خودرابیان دارد.بعداز مطالب عمومی به رسم آن روزگاران، درمورد بجنورد وبجنوردی ها نیز حرفهایی بدین مضمون  زدند: "بجنورد راشهرخموده وخاموش دیدم .بیشتر ازآدمهایش درشهر خربزه وهندوانه می بینم .(درآن سالهااطراف میدان کارگر بجنورد- شهیدکلاته ای – میوه فروشیهای بودکه ضمن آرایش وچیدمان خوب درمغازه وپیاده روها، بطورشبانه روزی کارمی کرند.هرموقع شب می شد رفت ومیوه تازه خرید.) همچون ماکیانها زودبه خانه های خودمی خیزید.(راستش نه تنها آن زمان ،بلکه درحال حاضر هم شبهابازاربجنوردخیلی زودتر ازدیگرشهرها تعطیل می شود.)شوروحالی داشته باشید،درصحنه باشید.من دیگر به بجنوردنخواهم آمد. این باربه اصرارنماینده تان(دکترمصطفی تبریزی نماینده مجلس اول) آمدم .اگرخبرخوبی از شوروحال نبینم به بجنوردنخوام آمد.حاضران درسخنرانی عصر آن روز،خودخواسته فضای محوطه رابقدری باشوروحال نگه می داشتندکه سخنرانی به توانایی استادحجازی که سهل است ،هرفرد مبتدی را هم به سرشوق می آورد.
   القصه ،غرض ذکریادوخاطره ای ازیک خطیب تواناومردمی است.درسفری هم که به تهران ودیداربااستاددکترمصطفی تبریزی درمجلس شورای اسلامی داشتیم ،بامرحوحجازی دیدارکوتاهی دررستوران مجلس پیش آمد.درآنجابه ایشان گفتیم :استادیک باردیگربه بجنوردتشریف بیاورید.به مزاح گفتند: همان یک بارهم بس است .درآن سفرهرچه مردم برایم گردوهدیه آورده بودنداین نماینده شمابرا خودش برداشت وبه من نداد.
    یادش گرامی وجاویدباد.خدایش بیامرزد.

لینک
۱۳۸٦/٢/۳٠ - الیاس پهلوان