نماز شکر باران

شادی وشکر دسته‌جمعی
    روزهائی را به یاد می‌آورم که همه با هم درخواست باران می‌کردیم. این دعا شاید در بعضی نقاط زیاد ملموس نه‌بوده ودرک درستی از این خواسته نداشته باشیم و حکایت آن جمعی باشد که برای دعای باران بیرون آمده‌ایم، اما فقط کسی که به دعایش ایمان دارد، با چتر به میعادگاه آمده است. در گذر از مناطقی مانند قاین، بیرجند و زاهدان که شدیدا به نزولات آسمانی وابسته‌اند و آن‌را قدر می‌دانند، کمتر مسجد، نمازخانه و محل تجمعی است که لوح دعای باران در آن نصب نشده باشد. ماه‌های پایانی سال گذشته نزدیک ترین زمان به حافظه‌ی فراموش‌کار آدمیان است که می‌دید مردمی را که ملتمسانه تقاضای باران می‌کردند ومن هم گفتم که ای خدای ابر و باد بر کویر دل من قطره‌ای فرود آر ، باشد که از خنکای فرشته‌ی قطره‌ها لبی تر کنم. و این‌گونه بود که از فرط نگرانی قحط سالی و از برای نان خویش، همه و حتی در چند شهرستان ائمه‌ی جمعه وجماعت با مدد دستگاه‌های دیداری و شنیداری، مردم را برای دعای باران فراخوانده ودسته‌جمعی، روی به سوی خالق آسمان‌ها وزمین کرده، تضرعا خواسته‌ی خویش و دیگر مخلوقات را به نیابت بیان می‌کردند. این‌که این فوران نعمت به واسطه‌ی آن خواستن هاست و یا امر دیگری است، خدا داند وبس. اما چرا حالا که خواسته‌هایمان برآورده شده شکر باران نه‌کنیم؟ قطعا کسان زیادی، خصوصا کشاورزان ودام‌داران این می‌کنند. ولی بهتر بود به رسم دعای باران و نماز باران، نماز شکر باران هم برگزار کنیم. شاید بی‌ربط نه‌باشد که پیشنهاد کنیم،این به خصیصه‌ی فرهنگی ما تبدیل شود، که به مانند عزداری‌های خوب و جمعی‌مان، برنامه‌ای برای شادی گروهی ورسمی داشته باشیم و بعد بارش‌ برف و باران همه باهم به نماز شکر به‌ایستم وقدر به‌دانیم داشته‌هایمان را.

/ 0 نظر / 16 بازدید