هام لس های وطنی وشبهای سرد

عذرتاخیر، بخارمعده  وآه سرد

     خوش گفته اند:یک وقتی قیرهست و قیف  نیست ،و آنگاه که قیف هست قیر نیست .دوهفته است که فرصتی برای ماندن بودن ومطلبی برای نوشتن ،ولی اینترنت ،خصوصا ADSL قطع شده وباکارتها موجود وسهمیه آقاپسر فقط می شه صفحه ای بازکرد.واینگونه شد که بعدمدتها باید عذرتقصیر را هم آفلاین وکوتاه رقم زده وازباب خالی نبودن عریضه ی مرسوم برای ایجاد یک پست چیزی بنویسم هرچند همه ی انچه دل خواسته بودنباشد.و باشدکه آبان را ازنیمه نگذرانده تک محصولی عرضه داشته باشیم. هفته ی دیگرهم ترک دیارگفته ازبرای تلمذاندرباب آمایش به سرزمین کرج دریک محیط آموزشی قرارخواهیم گرفت تا درجمع دوستان همکارازمشغله های اداری وخانگی رهائی یابیم.اگرعمری باشد،بااشاراتی به موضوعات این دوره ومسائل معوقه درخصوص چند عقده ی مثبت ومنفی مانده برسینه ی انگشتان را به دامن پهن وب بریزم تا سینه تنگ خویش گشوده ، درد آن هام لس وطنی خفته به پارک را به درآرم بی آنکه بدانم اورا  این همه دانائی واطلاع سنگین بوده وازحرکت کند اجتماع به گوشه ای انداخته شده  ویا اینکه اومی خواسته شتابان ره صدساله را یک شبه طی کند وناتوان ازاین همه مسافت ، بریده به کنجی خلوت ،خلوده است. هرچه بود این از موضوعات یکی ازاین شبها ، درواپسین شبهای مبارک بودکه نه قلم را فرصت پرداختن بدان شدن ونه چشم را زمانی دیگربرای دیدنش.اوماندویا رفت با دردهای گفته وناگفته اش ومن سنگدلانه وناتوان ازهرکاری مانندبقیه عمرخویش وهمنوعانم .اینکه او و همدردانش ، چگونه سرمی کنندشبهای استخوان سوز را ، من ودگر مرفهین بی درد ، نچشیده طعم تلخ آنرا ، فقط قادریم آه سردی برآریم تا ،بخار معده ی تلمبارشده مان بدرآمده راحتمان کند برای شکم چرانی دیگر....    

/ 0 نظر / 10 بازدید