اتفاقات خرداد ماه

   دیده‌ها و شنیده‌های خردادی
    خرداد ماه از جمله ماه‌هائی است که به طرق مختلف در خاطره‌ها مانده و احتمالا سال‌های سال ماندگاری خود را حفظ خواهد کرد. خرداد بعضی ازسال‌ها را در تاریخ خوانده و یا از دیگران شنیده‌ایم. 15 خرداد 42 را آغاز نهضت اسلامی دانسته و نتایج آن را در بهمن 57 می‌بینیم. یک خرداد دیگر را هم گرچه باید به خاطر می‌داشتم ولی جز عنوان شهادت دکتر علی شریعتی در 29 خرداد، چیز دیگری از این روز نمی‌دانم. خردادهای بعدی را دیده و به عبارتی دستی از دور و نزدیک بر آتش آن‌ها داشته و یا این‌که شعه‌های آن‌ها به سمت ما نیز رسیده است. سوم خرداد را همه قبل از دوم خرداد بیان می‌کنند. ولی من از آن جهت پیش از دوم این ماه می‌آورم که سال وقوع آن پیش‌تر بوده است. در حین گشت و گذارهای مرسوم اداری دهه‌ی شصت وقتی از منطقه‌ی ترکمن نشین حاشیه‌ی اترک به آش‌خانه رسیدیم. برای لحظه‌ای جیپ چهار سیلندر اتاق فلزی را آقای طالبی متوقف کرد تا به شور و شعف مردم و نوای شیرین
" خرم‌شهر...آزاد شد" از رادیو گوش دهیم. این روز همه ساله به حق گرامی داشته می‌شود. برنامه‌های متنوعی توسط سازمان‌های دولتی و نظامی تدارک می‌شود. خرداد دیگری که حوادث تلخ جبهه گیری‌های رئیس جمهور اول را با انقلابیون نسل اول به دنبال دارد؛ باعث گردید، که در یک غروب غم‌انگیز خرداد 60، دوست و همکار خوبم  پرویز یزدانی  در یک اتفاق ناگوار، طعمه‌ی اهداف شوم پلیداندیشان آن دهه قرار گرفته و به شهادت برسد.
    دوم خرداد را گرچه حماسه نامیده‌اند؛ویا جنبشی مردم‌سالارانه دانسته‌اند، ولی به جهت، جهت‌گیری‌های سیاسی، مقفول مانده و می رود، تا حداقل  به صورت رسمی به فراموشی سپرده شود.

     22  خرداد هم در رقابت با 2 خرداد، مسائلی بوجود آورده که خود و روزهای پس از آن نیز در خاطرات عدیده‌ی کثیری با حرف و حدیث‌های جهت‌دار، هنوز هم پدیده‌ای نو از نظر جنبش‌های اجتماعی محسوب می‌شود. برعکس عده‌ای، باید هیچ‌یک از حوادث روزگار خویش را به فراموشی نسپرده و از آن‌ها به عنوان عبرت‌های دوره و عمر خویش استفاده نمود. پذیرش دوم خرداد به عنوان حماسه در آن برهه از زمان موجب گشت که تبعات منفی جامعه‌ی دو قطبی شده ؛ کاهش یافته و برای مدتی بهره‌برداری نسبتا خوبی در عرصه های اجتماعی داخلی و بین‌المللی از آن بشود. اما فضای 22 خرداد پارسال، به طوری رقم خورده که تبعات منفی آن در یک‌سال تمام، بر شئونات اجتماعی و بین‌المللی ایران، سایه افکنده و افق روشنی هم فعلا برای آن متصور نیست. شاید به گفته‌ی بدبینان این سرنوشت ایران بوده که هرگاه قصد کاری خوب و مناسب برای پیشرفت صورت گرفته دست‌های پیدا و پنهان افراط و تفریط قدرت‌های بیرونی و تفکرات خودرائی، مردم را از اهداف عالیه‌ی خویش باز داشته و یا این‌که به تعویق انداخته است. با همه‌ی این‌ها هر اتفاقی از اتفاقات روی داده در کشور شرایطی را خواهند ساخت که محصولی متناسب با آن برای ایران عزیز رقم خواهد خورد  که اجتناب ناپذیر است.

/ 0 نظر / 28 بازدید