گریوان دوساله شد

عمرکوتاه بهانه ای برای نوشتن

     آخرین روزای مردادماه وسوسه ام کرده که چیزی هرچند کوتاه و شکسته بسته در  سالگرد ایجادمجموعه وبلاگهای گریوان بگویم . چون اگه قراربودراجع به سالگردایجادیا تاسیس آن بگویم باید دراوایل ماه بدان می پرداختم .اولین پست آن روزا یک عکس وبعدیش دوچرا یا همان چرائی ایجادوبلاگ و نام انتخاب شده ی آن بود . امروزهم از هرآنچه به ضرورت این کارو نام می گذرد نه پشیمان که به تداوم آن معتقد ومصمم می شوم. ازمحتوی مطالب چندان رضایت ندارم وازسیر صعودی ویا نزولی محتوی هم برآوردی نداشته ام ولی یکسال اول ازنظر کمیت مطالب بهترازسال بعدی بود.آنروزا هم مثل این روزها ازهردری سخنی بود ولی حال وحوصله ای برای بیان نظرات خویش درمورد همه ی مسائل خصوصا اجتماعی وسیاسی آن فزونترازبقیه خود نمائی می کرد ولی امروزبیشتر مسائل زیست محیطی ونارسائی های این حوزه دامنگیرم شده است.خطری که ممکن است درصورت ادامه ی این روندخیلی از امورحتی سیاسی جامعه را نیز تحت الشعاع خویش قراردهد.توسعه ناموزون موضوعی که حتی درروستائی مثل گریوان خودمان درحال وقوع است واحتمال تخریب طبیعت بکر آنجا را هم تشدیدمی کند.بااین حال همچنان ازدوردستی برآتش مشکلات عدیده ی جامعه به زعم ودیدخوددارم واین حق را برای خود محفوظ داشته ودارم که دراین دوره ی کوتاه عمر هرآنچه را به صلاح جامعه ی خویش، اعم ازاجتماع کوچک ومحله وکشور وحتی دهکده ی نه چندان بزرگ جهانی تشخیص دادم بیان بدارم.ترسم این است که بعد صد سال( آخه صد سالش هم چیزی نیست وزود می گذرد.) بمیرم وحرفی که به صواب وصلاح نزدیک دیده بودم نزده باقی گذارده باشم.قطعا کاستی ونقص درتمام موارد ازاملای نوشته هاتا نظرات وگزارشها بوده وخواهد بود ومن ادامه می دهم تا این نواقص به حداقل خودبرسد .باشد عتش نگاشتن وگفتن قدری فروکش کرده وحداقل قسمتی ازاین گفته ها درخود من موثر افتد.به هر روی باهمین نام ونشان و رویه ادامه ی مسیرداده وضمن پریدن ازموانع، نیم نگاهی هم به سنگلاخهاوخارهای موجود درمیانه ی راه خواهم داشت.حتما همراهان وهمسفرانی یافته وبازهم خواهم یافت تا با نگاه مهربان  وتلنگری مرا آگاهتر ازهمیشه متوجه راه بنمایند.سعی وافی برای بهداشتی کردن جملات دارم .اگر انتقادونظری بوده با استخدام کلمات مناسب تلاش اول برای هدایت خود وبعد توجه دادن مخاطب که کاری کنیم تاآنگاه که فرصتها ازدست نرفته .این مقال ودیگر یادداشتها همیشه با مشکل زمان مواجه بوده اند.شاید همین موضوع ضرورت ادامه ی راه را داده ومصمم می کند که بخشی ازحرفهای مانده وتکالیف باقی را باید درفرصت های آتی به تمشیت رساند.

/ 0 نظر / 6 بازدید